مرتضى على ] مشغول شوم كاغذ و قلم برنتابد . امر و ارشاد او پيوسته در اسرار مريدان بودى . در زمانى كه نزديك بود كه خرقهء مبارك خود بيرون كند و به اين فقير ارزانى دارد اين وصيّت فرمود كه اوّل بايد كه درويشان را دوست دارى و نماز فرض به پاى دارى و سنن مؤكّد فرونگذارى و دائم الاوقات با درويشان نشينى و چون از صحبت دور افتى به صلوات بر حضرت سيد كائنات ( ص ) مشغول گردى و تفكر ، تا باز به صحبت رسى . و اصلا دروغ نگوئى و طمع در مال هيچكس نكنى و جمهور آفريدگان را حقير ندانى و گواهى نيكى و بدى در حق هيچ سالك ندهى تا به استقامت رسد . و آنچه توانى از شفقت دريغ ندارى به طريق رفق و محبت ، كه كمال ايمان به دوستى مخلوقات باز بسته است . » ( روح القدس ، ص 240 )
اطلاعات مختصر ما دربارهء زندگى و راه و روش پيرجمالى حاكى از آن است كه وى نسبت به شارع اسلام و حضرت مولى على و خلفاى راشدين احترام كامل دارد و از آنان به بزرگى ياد مىكند و در ميان عارفان و بزرگان تصوف بيش از همه به حضرت مولانا جلال الدين بلخى عشق مىورزد و مقام آن انديشهگر بزرگ عرفان اسلامى را والاترين مقام در ميان عارفان مىشناسد و گويا يك شب در خواب ديده است كه حضرت رسول اكرم ( ص ) نيز عقيدهء او را تأييد فرمودند و مىگويد :
« امروز كه پنجشنبه است ، بر اين فقير روشن شد كه بعد از قرآن و حديث مصطفى ( ص ) هيچ كتاب به از مثنوى حضرت سيد العارفين ، مولانا جلال الدين رومى ، قدس سره ، نيست . [ . . . ] اين فقير از لب و دندان مبارك حضرت سالار محققان پيرمرتضى على اردستانى ( ع ) شنيدهام كه فرمود كه حديقه سنائى و فصوص شيخ محيى الدين عربى ، قدس اللّه روحهما ، در يك ورق مثنوى مولانا جلال الدين رومى هست . و اين فقير درين شب كه شب پنجشنبه پانجدهم ماه ذىقعده است ، تحقيق از حضرت بهترين انبياء و اولياء محمّد مصطفى ( ص ) معلوم كردم كه فرمود كه كتابى به از مثنوى نيست ، خواه هيلاج شيخ عطّار و خواه ديگر كتابهاى او ، چه جاى كشاف ! » ( رسالهء 18 )
پيرجمالى عارفى بود آگاه بر علوم زمان خود كه در ادب و ترسل فارسى و عربى دست داشت و با حديث ، فقه ، فلسفه ، عرفان ، و تفسيرهاى عرفانى آيات قرآنى عميقا آشنا بود ، و بواسطهء سير و سياحت در اكناف و اطراف بينش خاصى يافته بود . او در نظم و نثر هر دو چيرهدست بود و تأليفاتش آميزهاى از نظم و نثر است . پيرجمالى آثار بسيارى از خود به جاى گذاشت و گرچه در آثارش نكات تازه و جديد نسبت به متقدمين كمياب است ، مع ذلك مطالعهء آنها خالى از لطف نيست بهويژه آنكه در مجموع بينش و برداشت خاص او به تأسيس سلسلهاى منسوب به وى منجر گرديده است .
نظم و نثر پيرجمالى يكدست نيست ، بهطورىكه گاه در اوج است و گاه در حضيض .
مع الوصف از تفسير عرفانى او ( كتاب كشف الارواح كه قبل از سال 876 هجرى تأليف كرده ) و مثنوى بلند او بيان حقائق احوال المصطفى ( دربارهء زندگى رسول اكرم « ص » ) به عنوان نمونههاى شاخص مىتوان ياد كرد .
ذكر چند مثال در باب تعليمهاى اخلاقى و عرفانى پيرجمالى به قلم خود او :
مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: پير جمال الدين محمد اردستانى
ص٢٢