شيخ شهاب الدين سهروردى و او مريد شيخ المشايخ عارف كامل شيخ ابو النجيب عبد القاهر سهروردى و او مريد شيخ احمد غزالى طوسى و او مريد شيخ ابو بكر عبد اللّه نساج طوسى و او مريد شيخ ابو القاسم گرگانى و او مريد سعد بن سلام نواقل الحرمين ابى عمران مغربى و او مريد شيخ عبد العزيز و او مريد شيخ جمال عبد الحميد و او مريد جناب عارف كامل شيخ كبير اردستانى و او از طريق معروف كرخى سلسله طريقتش به امام متصل مىشود . آنچه در اين باب منقول است شرحى مىباشد كه شيخ عبد اللّه شاه مير نوشته است و سلسلهء خود را ( سلسله پيرجماليه ) به اين ترتيب به پيرجمالى مىرسد . شيخ عبد اللّه مريد مولانا فخر الدين احمد و او مريد سعد الدين ابى سعيد العلوى البزغشى ( ابو الفتح شهاب ) و او مريد جناب پيرجمالالدين احمد اردستانى سرسلسلهء پيرجماليه . »
استاد دكتر عبد الحسين زرينكوب در جستجو در تصوف ايران « 9 » دربارهء انتساب وى به سلسلهء سهرورديه مىگويد : « در تصوف به سلسلهء سهرورديه منسوب بوده و اسناد خرقهاش از طريق پيرعلى ( مرتضى ) اردستانى به نجم الدين على بزغش و شيخ شهاب الدين سهروردى مىپيوست . به فخر الدين عراقى هم انتساب داشت و شايد آن رنگ قلندرى كه در بعضى اشعارش هست از تأثير طريقهء فخر الدين عراقى ناشى باشد . »
* * * * * از مصنفات پيرجمالى مشهود مىگردد كه وى عارفى متشرع بوده و ، در حقيقت از « اهل صحو » است ، زيرا بارها تاكيد كرده كه شريعت را بايد نگاه داشت .
البته براى عارفى چون او شريعت لازم است ولى كافى نيست . از شريعت بايد گام در « طريقت » نهاد تا به « حقيقت » و اصل شد . خود او مدارج اين سلوك را چنين وصف مىكند : « سالك در اول حال مىبايد كه قدم از شريعت بيرون ننهد و چون شريعت ملك او شود ، قدم در طريقت نهد تا مؤمن باشد ، و چون طريق ايمان به جاى آرد ، در وادى توحيد كه عشق كلّش گويند درآيد و به اشارت اهل طريق را به عالم خود كشد . » ( رسالهء 25 ) اين سه جنبهء حيات معنوى را پيرجمالى آنجا كه دربارهء كتاب شرح الكنوز « 10 » خود سخن گفته است ، چنين بيان مىكند : « قسم اول از كتاب شرح الكنوز در بيان صورت روش انبياء است كه شريعتش گويند ، و قسم دوم در بيان اهل طريقت و قسم سيوم در شرح اهل حقيقت كه ارباب عشق و محبتند . و اين قسم نيز اولا مشتملست بر احوال شيخ الاسلام شهاب الدين عمر سهروردى ، قدس سره ، كه شيخ شريعتست ، و ثانيا مشتملست بر احوال شيخ زين الملة و الدين عبد السلام كاموسى ، قدس سره ، كه پير طريقتست ، و آخرين مشتملست بر بيان ظهور حضرت پيرمرتضى على اردستانى ، قدس اللّه روحه العزيز ، كه از ارباب تصوف و محبّت و عشق و حقائق معرفتست و اهل معرفت ازو سير و سلوك عاشقان دانستند . . . » در اين بيان ، پيرجمالى آشكارا ارادت خود را به شخصيت معنوى و روش و مشرب پير خود پير مرتضى على اردستانى اظهار مىكند . در همانجا مىگويد : « اگر به شرح بزرگى او [ - پير
هامش
( 9 ) ص 333 .
( 10 ) ر . ك . روح القدس ، ص 240 - 239 ( نسخهء خطى به شماره 1132 ، مجلس شوراى ملى ) .