[ . . . ] و دو هزار در كتاب روح القدس روى نمود . . . . « تا جائى كه به كتاب مرآة الافراد مربوطست ، اينجانب از چهار نسخهاى كه از اين تأليف به دست آوردم نتوانستم بيش از 165 رساله احصاء كنم ، و اين اختلاف چهارهزار و صد و شصت و پنج رساله دلالت مىكند بر اينكه احتمالا نسخه يا نسخههاى مفصلترى از مرآة الافراد در ايران و / يا خارج ايران وجود دارد كه شايد پژوهندگان آينده بر آنها دست يابند و ويرايش كاملترى فراهم نمايند .
5 ) پيرجمالى از ديدگاه محققان و مؤلفان .
گرچه پيرجمالى ، به قول رضاقلى خان هدايت ، از « اماجد محققين و اعاظم عارفين » بود « 1 » و سر سلسلهء يكى از طرائق تصوف ، شگفتا كه گوئى پس از وفات ( يا شهادت ) او نام و نشان و آثار منظوم و منثور عديدهاش به بوتهء نسيان افتاد ، بدين معنى كه نه كسان بسيارى را در ميان عرفاء و صاحبدلان بعدى سراغ داريم كه افتخار به انتساب به طريقت وى نموده باشند ، و نه پس از رواج صنعت چاپ در ايران اثرى از او به چاپ رسيده است . اين خمول ذكر او و قلّت اطلاعاتى كه دربارهء زندگى و خاندان او وجود دارد ، شگفتانگيزتر مىنمايد ، چنان كه آذر بيگدلى كه ، تا جائى كه ما مىدانيم ، قديمترين كسى است كه ذكرى از پيرجمالى مىنمايد ( در آتشكدهء آذر كه در 1174 هجرى قمرى يعنى در حدود 295 سال پس از وفات پيرجمالى تأليف كرده ) ، اين اندك را دربارهء وى به دست مىدهد .
« پيرجمال را گويند مرد صاحبحالى بوده است و با توجه به اين رباعى كه از اوست مىتوان دريافت كه چه شور و حالى داشته است .
كى بُو كه سر زُلفِ ترا چنگ زنم * صد بوسه بر آن لبان گلرنگ زنم .
پيمان پرىرُخانِ سنگين دل را * در شيشه كنم پيش تو بر سنگ زنم . » « 2 »
73 سال پس از تأليف آتشكدهء آذر ، زين العابدين شيروانى در بستان السياحة ( تأليف در 1247 هجرى قمرى ) در بيان سلسلههاى تصوف ، سلسله پيرجمالى را تا شهاب الدين سهروردى ذكر مىكند . « 3 »
در حدود 60 سال بعد ، رضا قلى خان هدايت نخستين تذكرهنويسى است كه با تفصيل بيشترى در رياض العارفين ( تأليف در 1305 هجرى قمرى ) و اصول الفصول فى حصول الوصول دربارهء پيرجمالى چنين مىگويد :
« و هو قطب العاشقين و غوث الموحدين شيخ المجرد و عارف الموحد جمال الدين محمّد پيرى است شوريدهجان و صافى ضميرى است شيرينزبان ، حاوى فضائل صورى و معنوى و جامع خصائل انسانى و ملكى ، مريد جناب پيرمرتضى اردستانى بوده و در خدمت آن جناب تحصيل
هامش
( 1 ) رياض العارفين ، ص 72 .
( 2 ) آتشكدهء آذر ، بخش 3 ، ص 927 .
( 3 ) ر . ك . همين مقدمه ( مقام عرفانى . . . ) بخش اوّل .