تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
زليخا فريفته شوم و تو خلاف من كردى . مباركت باد ! و الّا غرّه مباش « 61 » بدين يك نظر . چون بيدار گردى ، برخيز و روى سوى مصر كن ، و ذو النّون مصرى ( 1050 ) در سجّاده نشسته . در پيش او به خدمت اقدام نماى « 62 » تا وصال يا بى . و ازين گونه مثال بسيارست . مقصود اين فقير آنست كه ابراهيم « 63 » خليل ، عليه السلام ، به حال خود درماند كه پير نداشت و بايزيد به احوال خود رسيد و صفاى [ خود ] « 64 » در خود ديد و واقف حال خود نمىشد . و يوسف رازى به جمال دختر عرب مشغول بود نه به ذات حقّ ، تعالى . از آن ( 1051 ) مدّتى سرگردان بدويد و يوسف در خواب ديد كه جنس صورتست ، كه اگر به ذات حق مشغول بودى ، در آن عشقبازى حضرت خواجه را ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، در خواب بديدى و شيخ صدر الدّين شنوى « 65 » ، رحمة اللّه ، بابا احمد [ طرقى ] « 66 » را نمىشناخت از بهر آن ، باز [ بر ] « 67 » سر قيل و قال رفت . و شيخ زين الدين عبد السلام كاموسى « 68 » ، چون داعيهء بندگى داشت نه شيادى و زرّاقى و خودفروشى ، حضرت سيّد اصفياء ، محمد مصطفى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، او را به مراد حقيقى رسانيد ، و الّا تا در صومعه نشسته بود ، فايده‌اى از آن نمىديد . اشارت « 69 » اين [ تمثيل ] « 70 » و مقصودات كلى اين رموز در شرح الكنوز طلب كن ، و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم « 71 » .

رسالة اخرى « 1 » رسالهء پنجاهم

بدان كه قوّت « 2 » و ظهور حق چنانست كه در حيوانات و جمادات اثر مىكند و بنىآدم غافل از آنست ، كه [ چوب ] « 3 » و حيوان ديدم كه حرارت عشق درو يافت شد و چون آدمى عاشق باشد ، يعنى دوستى كند با اسباب راه حق ، حق تعالى ، آشنا گرداند جماد و حيوان او را [ و او را ] « 4 » به منزل رساند . و اين كار كسيست كه در عشق صادق و در نور روى دوست حيران باشد نه بر صورت معشوق ، كه هرگاه كه به معشوق مشغول شود ، عشق گريزان مىشود و به درد نمىكشد . و شخص تا به
هامش
( 61 ) در مل و مج 2 : « غره مشو » . ( 62 ) در مل : « به خدمت بباش » . ( 63 ) در مل و مج 2 : « ابراهيم » . ( 64 ) [ خود ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل نيست . ( 65 ) در مل : « بديدى و صدر شنوى » . ( 66 ) [ طرقى ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل : « طرق » . ( 67 ) [ بر ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست . ( 68 ) « كاموسى » تصحيح قياسى . در اصل ، مج 2 و مل : « كامويى » . در مج 1 : « كاموئى » . ( 69 ) در مل : « اشارات » . ( 70 ) [ تمثيل ] از مج 1 و مل . در اصل و مج 2 : « تمثل » . ( 71 ) در مج 1 : « و صلى اللّه على محمد و آله و سلم » . در مل : « و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله اجمعين و سلم تسليما » . ( 1 ) « رسالة اخرى » در مج 2 نيست . در مل : « رساله » . ( 2 ) در مل : « قدرت » . ( 3 ) [ چوب ] از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل نامشخص . ( 4 ) [ و او را ] از مج 1 . در اصل ، مج 2 و مل نيست .