تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
اصحاب قبورند ، ديگر آن مقام ابتداى راهست و احرام ( 700 ) نو بايد « 67 » بستن ، و اين راه را هزار بار گفتم كه بىپير نمىتوان رفتن . تو اين قدر بكن كه حق ، تعالى ، ترا دوست گيرد . [ چون حق ، تعالى ، ترا دوست گيرد ] « 68 » راه بر تو آسان شود و ترا به پير ايّام رساند . و تو خواهى كه بدانى كه حق ، تعالى ، كى از تو راضيست « 69 » ؟ بدان كه آن وقت از تو راضيست كه تو بنده‌وار در نظر مرد حق باشى كه مقام محمودست . چنان آشفتهء آن زلف پرپيچم كه نمىتوانم كه در معنى « كن فى الدّنيا كانّك « 70 » غريب » حرفى چند بگويم . اگر خواهى كه اين « 71 » معنى [ اين حديث ] « 72 » معلوم كنى ، تمام اين كتاب مطالعه كن به حضور درويشان ، كه اين لحظه قرار ندارم كه اين بيان اين حديث كنم ، كه غمزهء آن دلبر مكّار در تير انداختنست و زلف پرآشوب بر باد داده « 73 » [ و ] « 74 » نداى « لمن الملك اليوم للّه الواحد القهّار » در عالم عباد انداخته و صورت ملامت در پردهء شوق پنهان « 75 » كرده و لشكر محبّت پنهان به ملك دل فرستاده . و سنّت الهيست كه
« إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها »
( 701 ) كار خود بكند . گفتم كه هر دم سالك از ملكى به ملكى رود و طرحى نو بنهد تا آن ملك را مسخر گرداند . و صلى اللّه على محمد و آله [ و سلم ] « 76 » .

[ رسالة اخرى « 1 » رسالهء بيست و چهارم

در معنى « 2 » « التعظيم لأمر اللّه و الشفقة على خلق اللّه » ( 702 ) . اى عزيز ، بدان كه اكابر صورت و معنى جهان را به محبّت مسخّر كرده‌اند . جهان وجود تو مىگويم ، چون شخص وجود خود جمع گردانيد ، امر الهى « 3 » مىتواند كه بجاى آورد . چون امر حق بجاى آورد ، شفقت بر « 4 » خلق خدا در دل آن شخص پيدا شد . چون شفقت بر مخلوقات برد ، خلايق رو در او كردند و عبادت و صنعت و كسب گوناگون از بهر او مىكنند به محبت بىمزد ، چرا كه مزد آن از پيش گرفته‌اند و آن شفقتيست كه بر ايشان برده . پس معلوم شد كه چون شخص تعظيم امر حق بجاى آورد ، حق ، سبحانه و تعالى ، به عوض آن بندگى و فرمان‌بردارى ، محبّت ارزانى مىدارد ، و بدان كه اگر بر خلاف اين باشد ، تفرقه در ميان پادشاه و امراء و وزراء و لشكر و رعايا مىافتد ، از
هامش
( 67 ) در مج 1 و مل : « مىبايد » . ( 68 ) [ چون . . . گيرد ] از مج 2 . در مل : « و چون حق تعالى ترا بدوست گيرد » . ( 69 ) در مل : « به تو راضيست » . ( 70 ) « كانك » در مل نيست . ( 71 ) « اين » در مل و مج 2 نيست . ( 72 ) [ اين حديث ] از مل و مج 2 . ( 73 ) در مل : « بر باد برداده » . ( 74 ) [ و ] از مج 1 ، مج 2 و مل . ( 75 ) در مل و مج 2 : « نهان » . ( 76 ) [ و سلم ] از مج 1 . در مل : « و الحمد للّه رب العالمين ، صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و اجمعين » . ( 1 ) اين رساله منقول از مج 1 ، مج 2 و مل . در اصل نيست . « رسالة اخرى » در مج 2 و مل نيست . ( 2 ) « در معنى » در مل نيست . ( 3 ) در مج 2 : « امر حق » . ( 4 ) « بر » در مل و مج 2 نيست .