باوجود اين ناظم را هرچه در اين كتاب دست داده از گشايش ، كوشش و كشش خود بوده است ؛ نه از سخنان شيخ عطار يا ديگرى .
مقاصد اخذ كرده است و در صورت نظم درآورده . تا مىفرمايد كه « 1 » :
ولى اين بر سبيل اتفاق است * نه چون ديو از فرشته استراق است
چون از كيفيت معرفت و بيان خويش القا فرمود ، كه نه امرى تتبعى و تقليدىست « 2 » ، رجوع به اتمام « 3 » غرض تصنيف مىفرمايد و مىگويد « 4 » :
على الجمله جواب نامه در دم * نوشتم يكبهيك نه بيش و نه كم
رسول آن نامه را بستد به اعزاز * وزان راهى كه آمد باز شد باز
دگرباره عزيز كارفرماى * مرا گفتا بر آن چيزى بيفزاى
همان معنى كه گفتى در بيان آر * ز عين علم با عين عيان آر
نمىديدم در اوقات آن مجالى * كه پردازم به دو از ذوق حالى
كه وصف آن به گفتوگو محال است * كه صاحب حال داند كان « 5 » چه حال است
ولى بر وفق قول قايل دين * نكردم رد سؤال سايل دين
پى آن تا شود روشنتر اسرار * درآمد طوطى نطقم به گفتار
به عون فضل و توفيق خداوند * بگفتم جمله را در ساعتى چند
دل از حضرت چو نام نامه درخواست * جواب آمد به دل كاين گلشن ماست
چو حضرت كرد نام نامه گلشن * شود زو چشم دلها جمله روشن
طلب تسميهى كتاب از حضرت وهاب ممنوع نيست ، همچون ساير حوايج . علم به تسميه از طريق الهام ، نه مردود است . باب وحى و رسالت و نبوت ، و نزول جبرئيل منقطع و مختوم است ، اما القاى قلب بىواسطهى ملك باقى است به تخصيص كه حضرت مصطفى ( صلى الله عليه و آله و سلم « 6 » ) فرموده است « 7 » : « انّ فى هذه الامة لمحدّثين و انّ امير المؤمنين « 8 » منهم » صدق رسول الله .
هامش
( 1 ) . پا : كه بيت .
( 2 ) . دا : تقليد است .
( 3 ) . دا : با تمام .
( 4 ) . پا : مىگويد ( بيت ) .
( 5 ) . بد : آن .
( 6 ) . پا : عليه و سلم .
( 7 ) . دا : مصطفى فرموده است صلى الله عليه و آله و سلم كه .
( 8 ) . پا : عمر .