تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 920

مساهمون:

ص٩٢٠
يعنى چنان كه متفرّع شد محبّت الهيّه از نوافل كه عبد بدان قيام نمود . از آنكه نوافل از عبد كمالات است كه عبد بدان ظاهر شد و به اقامت آن متحقّق شد ؛ « 1 » لاجرم مستلزم گشت محبّت الهيّه را به نسبت با عبد كه آن نيز كمال عبد است و سبب حصول باقى كمالاتش . و اين به منزلهء مثال است آن را كه گفت : فإنّ الوارد لا بدّ أن يكون فرعا عن أصل ، يعنى چنان كه محبّت الهيّه متفرّعه است از نوافل صادره از عبد و قائل را نمىرسد كه گويد . كه اين مناقض آنست كه سابقا مذكور شد چه در اينجا مؤثر نوافل عبد را داشت و متأثّر محبّت الهيّه را از براى آنكه مىگوئيم ظهور نوافل اگرچه ظاهرا از عبدست ، اما در حقيقت كمالاتى است صادره از هويّت الهيّه و ظاهره در صورت عبدانيّه ، لاجرم مؤثر در نفس امر جز حق نيست . آرى . بيت :
در چشم تو صورت ارچه بسيار آمد * چون درنگرى يكى به تكرار آمد گر قدرت و فعل هست ما را نه ز ماست * ز آنست كه او به ما پديدار آمد
فهذا أثر بين مؤثّر و مؤثّر فيه ( و بين مؤثّر فيه - خ ) كان ( كما كان - خ ) الحقّ سمع العبد و بصره و قواه عن هذه المحبّة . فهذا أثر مقرّر لا تقدر على إنكاره لثبوته شرعا إن كنت مؤمنا . پس اين اثر است در ميان مؤثّر كه حق است و مؤثّر فيه كه عالم است . و در بعضى نسخ من مؤثر و مؤثر فيه واقع شده . يعنى اين اثرى است ، حاصل از مؤثّر و مؤثّر فيه و بنابراين اثر و به واسطه او حقّ سبحانه و تعالى سمع و بصر عبد
هامش
( 1 ) - نسخ كتاب همه بدين عبارت‌اند : « و به ادامت آن متحقق شد » ولى بىدغدغه « اقامت » به « ادامت » تحريف شده است ، و عبارت صحيح همان « اقامت » است ، و عبارت قيصرى اين است : « إذ النوافل من العبد هى الكمالات التى ظهر بها العبد و اقامها فلا جرم استلزمت المحبة الإلهية التى هى ايضا كمال و سبب لحصول باقى الكمالات . . . » ( ط 1 - ص 418 ) .