تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
لمّا شاء الحقّ سبحانه من حيث أسمائه الحسنى الّتى لا يبلغها الإحصاء أن يرى أعيانها و إن شئت قلت أن يرى عينه فى كون جامع يحصر الأمر كلّه . چون « مشيّت » حق سبحانه كه عبارت است از تجلّى ذاتى و عنايت سابقه از براى ايجاد معدوم و اعدام موجود بر مقتضى همه اسماى حسنى كه از عدو احصاء و حصر و انتها بيرون است متعلق شد بدانكه ببيند اعيان آن اسماء را كه عبارت است از « اعيان ثابتهء كلّيّه علميّه » كه صور حقائق اسماى الهيّه است در « حضرت علميّه » ؛ و مىشايد كه مراد از اعيان اسماء نفس اسماء باشد كه ارباب اعيان و ماهيات كونيه است . و مىشايد « اعيان خارجيّه » باشد و از براى اين فرمود و إن شئت قلت أن يرى عينه يعنى اگر خواهى بگوى كه خواست كه بيند عين حق را چه جميع حقايق اسمائيّه در حضرت « احديّت » عين ذات است و غير او نيست و در مرتبهء « واحديّت » از وجهى عين اوست و از وجهى ديگر غير او . و « كون » در اصطلاح اين طايفه عبارت است از وجود عالم از آن روى كه عالم است نه از آن روى كه حق است و كون آنجا به معنى مكون است . يعنى حق تعالى خواست كه اعيان اسما يا عين ذات خود را در موجودى بيند كه جامع باشد جميع حقايق را از مفردات و مركّبات به حسب مرتبه‌اش ، و حصر كند اين موجود امر اسما و صفات را كه آن امر عبارت است از مقتضيات و افعال و خواص و لوازم آن اسما و صفات . و « كون جامع » « انسان كامل » است كه مسمّاست به « آدم » ؛ و غير او را اين قابليّت و استعداد نيست ، و « سرّ » درين مشيّت و حصر آنست كه حق سبحانه
هامش
- و تمثل است ؛ صالحى و محمدى در فرديت است ؛ سليمانى در رحمت امتنانى و رحيمى است ؛ يونسى در ذكر و ادب انسانى است ؛ و اسماعيلى در خلود عذاب و اقسام جنّت و نار و احوال نفوس در برازخ و قيامت كه عمده مباحث اسفار در اين موضوع از اين فص است . و الياسى در دعا و اجابت است ؛ و فص هودى در تنزيه و تشبيه يعنى در حدّ و بىحدّى است ؛ و هكذا هر فصّى حائز يكى از مسائل عرشى عرفانى است .