تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 900

مساهمون:

ص٩٠٠
به قبول و مطابق است ما فى نفس الأمر را ، و رافع‌تر است مر اشكال را كه آن لزوم استكمال ذات است به صفات . و هو القول بنفى أعيان الصفات وجودا قائما بذات الموصوف و إنّما هى نسب و إضافات بين الموصوف بها و بين أعيانها المعقولة . يعنى آن غير كه از عبارت قوم بهتر است اين قول است كه به نفى اعيان صفات زائده على الذات قائل شويم كه اين اولى و اليق است به آنچه در نفس امر است و هم ارفع است مر اشكال را از آن قول كه صفات قائمه به ذات اثبات كنيم و گوئيم نه عين ذات است و نه غير او . و صفات جز نسب و اضافات نيست كه لاحق مىشود ذات الهيّه را ، و حاصل مىگردد ميان ذات موصوفه و ميان اعيان معقوله مر آن صفات را ، چه هر صفتى را حقيقتى است كه بدان ممتاز مىشود از غيرش ، لاجرم آن حقائق اعيان آن صفات است . و إن كانت الرّحمة جامعة فإنّها بالنّسبة إلى كلّ اسم إلهى مختلفة . فلهذا يسأل سبحانه أن يرحم بكلّ اسم إلهىّ . فرحمه اللّه و الكناية هى الّتى وسعت كلّ شىء . يعنى رحمت ذاتيّه اگرچه جامع جميع انواع رحمت است و لكن مختلف مىگردد به حسب اختلاف اسماء زيرا كه هر اسمى رحمت مىكند مظهر و داعى خود را به آنچه مخصوص اوست و حقيقتش اعطاى آن مىكند . پس از براى اين اختلاف سؤال كرده مىشود حقّ سبحانه و تعالى كه رحمت كند به هريكى از اسمايش . پس رحمت مىكند اين سائل را به واسطهء اسمى كه سؤال به حسب اوست . پس رحمت حقّ و كنايت اعنى ضمير متكلّم در قول او كه
وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ
و ضمير مخاطب در قول او تعالى
رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً
كه اين ضمير دال بر ذات است احاطه هر چيز به رحمت مىكنند چه رحمت عين ذات است چنان كه گذشت .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 900 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى