احاطه او كرده است شيئيّت اين عين موجده است مر رحمت صفاتيّه را ، و عين « اسم رحمن . » « 1 »
و لها أثر آخر بالسّؤال ، فيسأل المحجوبون الحقّ أن يرحمهم فى اعتقادهم ، و أهل الكشف يسألون رحمة اللّه أن تقوم بهم ، فيسألونها باسم اللّه فيقولون يا اللّه ارحمنا ، و لا يرحمهم إلّا بقيام الرّحمة بهم .
اثر دوم اثر رحمت رحيميّه است كه معطى هر چيز است آنچه را موصل به كمال اوست يا به سؤال لسان استعداد ؛ يا به لسان حال ؛ يا به لسان قال .
پس سؤال مىكنند محجوبان كه رحمت كند حقّى كه معتقد ايشانست و طلب مغفرت ذنوب و تجاوز از سيّئات مىكنند از براى رغبت در جنان و هرب از نيران .
اما اهل كشف و عيان سؤال مىكنند كه انتفاع به رحمت دريابند . پس قائم مىشود به ايشان از حضرت الهيّه مطلقه نه از الهيّه معتقده ، پس مىگويند يا اللّه ارحمنا به لسان استعدادات خويش ، و رحمت بر ايشان بدين وجه مىكند كه رحمت را به ايشان قائم مىسازد . پس راحم مىشوند هم نفس خويش را و هم غير خود را از مبتلايان دوزخ دورى و محجوبان به حجب صورى . به ايصال به كمال و راهنمائى به حريم وصال . و اين نسبت با بعضى مكاشفين است نه به نسبت با محققين كه ايشان اختيار مقام عبوديّت مىكنند بر ربوبيّت .
و اگر مراد اتصاف به رحمت باشد نه ظهور بدان ، مىشايد كه به نسبت با جميع باشد .
هامش
( 1 ) - عبارت قيصرى اين است : قلنا من قبل ان اول ما وسعت الرحمة الذاتية شيئية تلك العين الموجدة للرحمة الصفاتية و هى عين الاسم الرحمن » ( ص 407 - ط 1 ) . « يعنى پيش از اين ( اول همين فص ) گفتيم : اول چيزى كه آن را رحمت ذاتيه احاطه كرده است شيئيت اين عين موجده مر رحمت صفاتيه است ؛ و آن عين موجده ، عين اسم رحمن است » . در تمام نسخ خوارزمى بهجاى عين موجده ، عيون موجده است كه بلا شك از تحريفات نسّاخ است ، و بيان آن در همين فص بگذشت .