تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 865

مساهمون:

ص٨٦٥
مسافت قريب مىشود به عين ناظر ؛ و چون حقّ مختفى شود از عينى ، بعيد گردد ازو هر قريب از براى غلبهء ظلمت و استيلاى آن برين عين با آنكه هويّت حقّ در اوئى هر عين هويداست . پس قرب و بعد دو امر اضافىاند به نسبت با اعيان و استعداداتش . آرى ، بيت :
در جان منى و از تو من هستم دور * چشمم به تو روشن و ز ديدار تو كور مشكل‌تر ازين كرا فتد واقعه‌اى * تو با من و من از تو جدا و مهجور
و أعلم أنّ سرّ اللّه فى أيّوب الّذى جعله عبرة لنا و كتابا مسطورا حاليّا ( حاكيا - خ ) تقرؤه هذه الأمّة المحمّديّة لتعلم ما فيه فتلحق بصاحبه تشريفا لها . يعنى بدانكه سرّ حضرت الهى در قصّهء ايوب عليه السلام كه حقّ سبحانه و تعالى عين او و احوالش را از براى ما عبرت گردانيد و كتاب مسطور ساخت كه آنچه درو است اهل كمال به لسان حال مىخوانند و عرفاى امّت محمّديّه بدان سرّ راه مىبرند ، آن است كه اين امّت آنچه در آن قصّه است از اسرار دريابند و تحقيق كنند كه اظهار ماء مطهر مر ظاهر باطنش از ارض نفس او بود ، و مقصود او از ندا طلب « فناء فى اللّه » بود ، تا اين امّت نيز به تحمل شدايد مكابدات و صبر بر مجاهدات ، ملحق به مقام او شوند . پس اين اخبار تشريف است اين امّت را . فأثنى اللّه عليه - أعنى على أيّوب - بالصّبر مع دعائه فى رفع الضرّ عنه . فعلمنا أنّ العبد إذا دعا اللّه فى كشف الضرّ عنه لا يقدح فى صبره . يعنى حضرت الهى بر ايوب عليه السلام ، ثنا گفت به اينكه صابر است با آنكه در دعا دفع مضرّت از خدا طلبيد . پس دانستيم كه طلب كردن بنده كشف ضرّ را از حق سبحانه قادح صبر نيست ، بلكه عدم دعا در كشف مضرّت و ترك طلب از حضرت عزّت نزد اهل طريقت مذموم است از آنكه مشابه مقاومت است با حضرت خلّاق ، و دعوى تحمّل مشاقّ . چنانچه شيخ محقّق ابن الفارض قدّس اللّه روحه ، مىگويد :