تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 864

مساهمون:

ص٨٦٤
حقّ تعالى در عين مركوز ساخته است و آن حجابى است از تعيّن « من » كه اصل بيگانگى و سرمايهء دوگانگى است . از آنكه شيطان در هيچ احدى تصرّف نمىكند مگر به واسطهء معنىاى كه از شيطان درو است . پس اين كلام از ايوب عليه السلام شكايت است به حقّ از نفس و تعيّن خويش كه موجب اثنينيّت و بعد از حضرت احديّت است و دورى از رحمان و قرب به شيطان . و ممكن است كه حمل اين كلام كه شيخ فرمود بر معنى ديگر كرده شود ، و آن معنى اين است كه بعيدى كه شيطان است قريب است به من از براى معنيى كه حاصل است در باطن من . و آن معنى اين است كه شيطان نيز مظهرى است از مظاهر حقّانيّه ؛ و مظهر قريب است به ظاهر . پس بعيدى كه شيطان است قريب است به حقّى كه ظاهر است در صورت من . و چون گفت كه بعيد به من قريب است گوئيا سائلى گفت كه بعيد به دو چگونه قريب تواند بود ؟ لاجرم شيخ قدس اللّه سره فرمود : و قد علمت أنّ القرب و البعد أمران إضافيان ، فهما نسبتان لا وجود لهما فى العين مع ثبوت أحكامها فى القريب و البعيد . يعنى به تحقيق دانسته‌اى كه قرب و بعد دو امر اضافىاند « 1 » و اين هر دو نسبت‌اند كه عين خارجى ندارند . با وجود آنكه احكام ايشان بر قريب و بعيد ثابت است . نمىبينى چون حقّ سبحانه و تعالى تجلّى كند بر عينى از اعيان هر بعيد به دو قريب مىگردد . پس مشاهده مىكند همه را به شهود عيانى ، چنان كه بعيد از روى
هامش
( 1 ) - در ديوان نگارنده آمده است ( ط 2 ص 35 ) :ديده جانم ز نور آيت‌الله نور * بنگرد جز او كسى از دار و من فى الدار نيست نيست قرب و بعد جز از نسبت بين دو شيء * ور نباشد جز يكى خود جاى اين گفتار نيست