تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
پوينده به هر پائى گيرنده به هر دستى * با چشم و زبان ما ، بينا تو و گويا تو گر ندانى كين كدامين منبع است * قصهء بى يبصر و بى يسمع است
فانظر إلى هذه التّنبئة الرّوحية الإلهية ما ألطفها و أدقّها . يعنى نظر كن درين انباء روحانى الهى كه چه لطيف است عبارت او و چه دقيق است اشارت او ، آرى بيت :
جمال حسن ترا هيچ در نمىبايد * به گاه جلوه مگر ديدهء تماشائى
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ
فجاء بالاسم « اللّه » لاختلاف العبّاد فى العبادات و اختلاف الشّرائع ؛ و لم يخصّ اسما خاصا دون اسم ، بل جاء بالاسم الجامع للكلّ . يعنى گفت عبادت كنيد اللّه را و ذكر اسم « اللّه » كرد كه جامع كلّ است چه هر يك را از عباد ربّى است خاص از حضرت الهيّه و هر شريعتى را اسمى است حاكم بر وى از مطلق شريعت رحمانيّه . ثمّ قال
رَبِّي وَ رَبَّكُمْ
و معلوم أنّ نسبته إلى موجود ما بالرّبوبيّة ليست عين نسبته إلى موجود آخر ، فلذلك فصّل بقوله
« رَبِّي وَ رَبَّكُمْ »
بالكنايتين كناية المتكلّم و كناية المخاطب . بعد از آن گفت
رَبِّي وَ رَبَّكُمْ
و معلوم است كه نسبت حقّ به موجودى از موجودات بعينه نسبت او نيست به موجودى ديگر ، چه عبد منعم عبد منتقم نيست و عبد رحيم عبد قهار نى ، پس از براى اين تفصيل كرد و ربّ من و ربّ شما گفت به دو كنايت يعنى به ضمير متكلّم و ضمير مخاطب .
إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِهِ
فأثبت نفسه مأمورا و ليست سوى عبوديّته ، إذ لا يؤمر إلّا من يتصوّر منه الامتثال و إن لم يفعل . نقل كلام به مقال سابق كرد از براى تقرير آنچه متعلّق است به مقام عبوديّت يعنى گفت من نگفتم مگر آنچه مرا بدان امر كردى ، پس نفس خود را مأمور ساخت و اين حالت يا مأموريت جز مقام عبوديّت نيست چه امر كرده نمىشود مگر آنكه امتثال ازو متصوّر باشد .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 741 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى