تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 733

مساهمون:

ص٧٣٣
نفس مذكور باشد . و تشبيه حال ناظر به نظر عقل به نائم ، و تشبيه مدرك او به خوابى كه حاجت به تعبير دارد از براى آنست كه بينندهء صورتى در نوم ادراك مىكند معنى را كه از وراى حجاب آن صورت متجسّده ، و گاه حقيقت مرئى را مىداند و گاهى نه ؛ و حال صاحب‌نظر نيز كه حكم به عقل خويش مىكند بر آنچه از وراى حجاب ادراك مىنمايد بعينه همچنين است كه گاهى از آن مدركات به ربّ خود از روى تعيّن راه مىبرد و گاهى نه . لاجرم او به منزلهء نائم است ، و مدرك او به مثابه خوابى كه به تعبير محتاج است . پس حكم حديث « النّاس نيام فإذا ماتوا انتبهوا » هرچه ظاهر مىشود در حسّ مثل آنست كه ظاهر مىشود در نوم ، و مردم از آن حقايق و معانى كه صور ظاهره بر آن مشتمل است غافل‌اند بيت :
ماهىصفت ارچه گوش داريم كريم * بگشاده چو دام چشمها بىبصريم بيدارى ما و خواب ما هر دو يكى است * چون ما ز صور ره به حقايق نبريم
پس همچنان‌كه معبّر دانا مراد را مىداند از صورى كه مرئى است در نوم ، همچنان عارف حقايق امور مىداند مراد را از صورى كه ظاهر است در حسّ از آنكه هرچه در حسّ ظاهر مىشود صورت چيزى است كه در عالم مثالى است ؛ و آنچه در عالم مثالى است صورت معانيى است كه فايض است بر ارواح مجرّده از حضرت الهى . و آن معانى از مقتضيات اسماست كه به امتداد « نفس رحمانى » در هر مرتبه‌اى به تعيّن خاص اختصاص يافته است . پس عارف حقايق وقتى كه صورتى مشاهده كند يا كلامى بشنود يا معنى از معانى در دل او واقع شود استدلال مىكند از آن به مبادى آن و مراد حق تعالى را از آن مىداند . و ازينجاست كه مىگويند هرچه در عالم حادث مىشود رسل حقّ تعالى است به بنده كه پيغام حقّ را به بنده مىرساند مىداند آنكه مىداند و اعراض