تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
اسماء را كرب حاصل ازو أشدّ بود ، پس واجب شد كه اوّل تنفيس از جناب الهى باشد بعد از آن از حضرات ديگر .
فالكلّ فى عين النّفس * كالضّوء فى ذات الغلس
« غلس » ظلمت آخر ليل است . و در تشبيه جميع اعيان موجوده و اكوان ظاهره و آثار صادره از آن در عين « نفس رحمانى » به ضوئى كه در ظلمت ليل حاصل شود ، اشارت است به قول رسول صلى اللّه عليه و سلّم كه گفت : « إنّ اللّه خلق الخلق فى ظلمة ثمّ رشّ عليهم من نوره فمن أصابه من ذلك النّور اهتدى و من أخطأه ضلّ و غوى » . و درين تشبيه ايماء نيز متحقّق است بر آنكه همه عالم اكوان و اعراض است ؛ چه ضوء عرض است و نفس نيز عرض ، ( چه ضوء عرضى است و نفس نيز عرضى - خ ) چه « نفس » عبارت است از انبساط تجلّى وجودى و امتداد و ظهورش ، و معروض او حقيقت وجود حقيقى كه حقّ مطلق است .
و العلم بالبرهان فى * سلخ النّهار لمن نعس
« نعاس » نوم است و « سلخ نهار » آخر او ، يعنى ادراك اين معانى ميسّر نمىشود مگر به كشف عيانى ، نه به دليل برهانى . پس هركه سعادت كشف و عيان دريابد از نصاب نيل صواب نصيبى برگيرد ، از آنكه ادراك امر بر آنچه هست كرده باشد . و هركه تحصيل اين به نظر و برهان كند از وراى ستور حجب با وجود آنكه شمس حقيقت طالع شده و يوم كشف الهى لايح گشته و صاحبش به وجود عين محمديّه درين نشأت دنياويّه ظهور يافته و تا آخر اين روز در حجاب بماند كه آن روز مقدار الف سنة است و او ناعس باشد ، يعنى اين يوم را به نوم غفلت به آخر رسانيده باشد . قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم : النّاس نيام فإذا ماتوا انتبهوا .
فيرى الّذى قد قلته * رؤيا تدلّ على النّفس
يعنى نائم محجوب مىبيند آنچه تقرير كرده شد و اشارت بدان پيوست از « نفس رحمانى » و آثارش به نظر عقلانى ، چنان كه نائمى رؤيائى بيند كه تعبير او