و مراد از عالين ملائكه مهيّموناند كه در انوار جمال ذات حيرانند و چهره از تجليات جماليه برافروختهاند و وجه خلقيت خويش در سبحات وجه حقّ سوخته و ايشان كروبيّاناند و ملائكه مقربين كه جبرئيل و ميكائيل نيز داخل در طبقهء ايشانند .
فما فضل الإنسان غيره من الأنواع العنصريّة إلّا بكونه بشرا من طين ؛ فهو أفضل نوع من كلّ ما خلق من العناصر من غير مباشرة .
يعنى فضل نيافت انسان بر غير خود از موجودات مگر به آنكه حق در خلق او مباشرت به يدين كرده است تا جمع كند در وى صفات متقابله را ، و مباشرت غير او به يد واحده كرده بىواسطه چون صفّ اول يا بهواسطه چون صفوفى كه بعد ازوست .
فالإنسان ( و الإنسان - خ ) فى الرّتبة فوق الملائكة الأرضيّة و السّماويّة ؛ و الملائكة العالون خير من هذا النّوع الإنسانى بالنّص الإلهىّ .
پس انسان در رتبه عالىترست از ملائكهء ارضيّه و سماويّه ؛ و آن ملائكه كه معبّرند به عالين بهتراند از نوع انسانى به نص الهى و هو قوله تعالى
أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ
.
و شيخ در فتوحات آورده است كه رسول را صلى اللّه عليه و سلّم ديدم و سؤال كردم كه انسان افضل است يا ملائكه ؟
رسول عليه السلام گفت : ندانستهاى كه حقّ سبحانه و تعالى مىگويد هركه مرا در نفس خود ذكر كند من نيز او را در نفس خويش ذكر كنم و هركه مرا در ملئى ذكر كند من در ميان جمعى بهتر از آن او را ذكر كنم .
شيخ مىگويد بدين جواب فرح كردم و دريافتم كه آن ملأ خير ملائكه عالون است . و اين خيريّت به حسب عموم افراد است نه به حسب خصوص .
و تحقيق درين مقام آنست كه هر موجودى را از موجودات وجهى است خاص به سوى ربّ خود كه غيرى در آن وجه مشارك او نيست و انسان جامع جميع اين