تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
لأجل ذلك قد طالت إقامته * فيها فزاد على ألف بتعيين .
يعنى از براى آنكه ذاتى كه منفوخ شد در وى جسم عيسوى كه آن مريم است ، مطهّره بود از غلبهء احكام طبيعت بر وى ، طويل گشت اقامت عيسى در آسمان ، از آنكه طهارت بدن والدين موجب طهارت بدن ولد است . اين معنى برطبق تقدير اوّل است ؛ امّا بر تقدير ثانى معنى آنست كه از براى آنكه ذاتى كه در وى منفوخ شد روح عيسوى كه آن بدن اوست . چون مطهّره بود از ادناس و ارجاس طبيعت و از احكام متضادّه كه مقتضى سرعت انفكاك و خرابى بدن است اقامت او در آسمان طويل گشت ، تا اقامت « 1 » روح درين
هامش
- اين جهنم است ، و آن أدقّ من الشعر و أحدّ من السيف است - يعنى از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است ، انسان بايد از اين صراط بگذرد تا به كمال نهائى برسد . آرى انسان با دو دست قوه علّامه و قوه عمّاله سازنده خود است ، علمى كه مشخص نفس ناطقه انسانى است در تحصيل آن موشكافى بايد تا به حق اصابت كند و به حقيقت برسد ، اين دقت و اعمال نظر از مو باريكتر است ؛ و عملى كه مشخّص بدن انسان من حيث هو انسان است حدّ متوسط بين افراط و تفريط است كه از شمشير تيزتر است . « و وصفه بأنه أدقّ من الشعر و أحدّ من السيف لأن كمال الانسان منوط باستعمال قوتيه . . . » ( اسفار - چاپ اول رحلى سنگى - ج 4 - ص 175 ) ؛ و نيز فصل دوم باب نهم عين اليقين فيض در صراط جدّا مطلوبست ( چاپ سنگى رحلى - ص 213 ) ؛ و ص 129 تذكره آغاز و انجام خواجه طوسى به تصحيح و تعليق نگارنده . ( 1 ) - در بعضى نسخ « يا اقامت . . . » با ياى حطى ، و در بعضى نسخ تا با دو نقطه فوقانى - يعنى تاى قرشت - نقطه‌گذارى شد ، و در بعضى نسخ ديگر « ا » ؟ ؟ ؟ بىنقطه است كه به چند وجه قرائت مىشود . ولى حدس راقم اين است كه اصل آن « أى اقامت » بوده است كه « أى » حرف تفسير است ، چه عبارت قيصرى بدين صورت است : « و لأجل أن الذات المنفوخ فيها الروح العيسي و هو بدنه كانت مطهرة من ادناس الطبيعة و ارجاسها ، و من أحكامها المتضادة المقتضية للانفكاك و خراب البدن سريعا ، طالت إقامته فيها - أي إقامة الروح في تلك الذات حتى زاد الف سنة . . . » ( ط 1 - ص 315 ) ، و خوارزمى نيز به همان منوال ترجمه كرده است ، و كلمه « أى » را به كار برده است « اقامت او در آسمان طويل گشت أى اقامت روحى در اين ذات . . . » ، و در دست نسّاخ كلمه « أى » به « يا » و يا به « تا » تحريف شده است .