ديد ، و از گوش مشاهدهء جمال نشايد شنيد ؛ و لهذا خواجه عليه السلام فرمود :
« من فقد حسّا فقد فقد علما »
« 1 » ( من فقد حسا فقد فقد علما - معا ) يعنى هرك را حسّى از حواس مفقود باشد علمى از علوم ازو فايت شود .
و اين بدان سبب است كه هر عضوى مظهر قوّتى است روحانيّه و او مظهر اسمى است از اسماى الهيّه ؛ و هريك را علمى است مخصوص كه ازو فائض مىگردد بر مظهرش .
من عين واحدة تختلف باختلاف الجوارح .
يعنى اين علوم حاصله از عين واحدهء الهيّه است ، و اختلاف درو به حسب ظهور اوست به مظاهر مختلفه ، آرى بيت :
يك عين متّفق كه جز او ذرّهاى نبود * چون گشت ظاهر اين همه اغيار آمده
كالماء حقيقة واحدة مختلف ( تختلف - خ ) فى الطّعم باختلاف البقاع ، فمنه عذب فرات و منه ملح أجاج ، و هو ماء فى جميع الأحوال لا يتغيّر عن حقيقته و إن اختلفت طعومه .
يعنى اختلاف علوم به اختلاف جوارح و آلات انتفاع چون اختلاف طعم آب است به سبب اختلاف بقاع ، پس بعضى ازو عذب فرات ثجاج است ، و بعضى ملح اجاج . و اگرچه طعوم مختلف است امّا در جميع احوال تغيّر را در حقيقت آب مجال نباشد .
و درين كلام تنبيه است بر تشبيه « علم كشفى » به عذب فرات زيرا كه كشف چنان كه سكينهء سينه و راحت روح است ، عذب فرات نيز مزيل عطش و سرمايهء فتوح است ؛ و اشعار است به تشبيه « علم عقلى » به ملح اجاج كه مزيل عطش نيست بلكه سبب ازدياد است ، همچنين علم عقلى نيز مزيل شبهه نيست بلكه هر
هامش
( 1 ) - اين جمله حديث نيست به تحقيقى كه در تعليقهاى بر « اللئالى المنتظمة » تحرير كردهايم . ( نثر الدرارى على نظم اللئالى - ص 245 ) .