تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
يوسف عليه السلام صور حسّيّه را حقّ ثابت داشت و مجالى حق و معانى غيبيه انگاشت و صور خياليّه را بر خلاف اين پنداشت . فانظر ما أشرف علم ورثة محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم . و سأبسط من القول ( و سأبسط القول - خ ) ، پس نظر كن كه چه شريف است علم ورثهء محمّد عليه السلام كه كمّل اولياى اخيارند و مطلع برين اسرار . و در قول رسول عليه السلام كه فرمود « الناس نيام » بسط كلام به تقديم خواهد رسيد و مبيّن خواهد شد كه همه عالم خيال است و جميع خلق نيام و صور مرئيّه نيز صور خياليّه‌اند چنان كه در موضعى ديگر فرمود :
إنّما الكون خيال و هو حقّ فى الحقيقة * كلّ من يفهم هذا حاز أسرار الطّريقة
للّه درّ من قال كاشفا عن هذه الأسرار ، نظم :
ندا رسيد به جانها ز خسرو منصور * نظر به حلقهء مردان چه مىكنيد از دور چو آفتاب برآمد چه خفته‌ايد اى خلق * نه روح عاشق روزست و جسم عاشق نور ؟ بجنب بر خود آخر كه چاشتگاه شدست * از آنكه خفته چو جنبيد خواب شد مهجور مگو كه خفته نيم ناظرم به صنع خدا * نظر به صنع حجابست از چنان منظور روان خفته اگر داندى كه در خوابست * از آنچه ديدى نى خوش شدى و نى رنجور چنان كه روزى در خواب رفت ( شد - خ ) گلخن تاب * به خواب ديد كه سلطان شدست و شد مغرور
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 477 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى