تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
عذاب صيانت معنى خود مىكند از محجوبان كه غافل‌اند از حقايق اشيا . چون فارغ شديم از حل تركيب و معناى او شروع كنيم در تحقيق كلام و مبناى او از آنكه بيان اين حقايق از اهمّ مهمّات است و كم است آنكه عارف اصول اين مقامات است ، لاجرم مىگوئيم : بدانكه مقامات كلّيّه جامعه مر جميع عباد را در آخرت سه مقام است و هريكى ازين مقامات مشتمل بر مراتب بىنهايت ، و آن مقامات « جنّت » است و « نار و اعراف » كه در ميان هر دو است چنان كه كلام الهى بدين ( بدان - خ ) ناطق است و بر هريكى ازين مقامات اسمى است حاكم كه طلب مىكند بذات خود اهل اين مقام را ، چه ايشان رعاياى اويند و عمارت اين ملك به اين رعاياست . و وعد شامل است مر كلّ را چه وعده در حقيقت عبارت است از ايصال هريك به كمال معيّنى كه او راست ازلا . پس همچنان‌كه جنت موعودبهاست بهاست نار و اعراف نيز موعودبهماست . و ايعاد نيز شامل است مر كلّ را از آنكه اهل جنّت مىدرآيند در وى به جاذب و سايق . قال تعالى
وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ
. و جاذب مناسبت جامعه است در ميان هر دو به واسطهء انبيا و اوليا ، و سايق حضرت رحمان است به ايعاد و ابتلاء به انواع مصائب و محن چنان كه جاذب به سوى نار مناسبت جامعه است در ميان آتش و اهلش و سايق شيطان . پس عين جحيم موعود لهم است نه متوعد بها . و وعيد عذابى است كه متعلّق مىشود به اسم منتقم و احكام او ظاهر نمىشود مگر در پنج طوايف ، چه اهل نار يا مشرك است يا كافر يا منافق يا عاصى از مؤمنين و اين منقسم مىشود به موحّد عارف عامل و به محجوب جاهل . و چون مسلط شود سلطان منتقم بر ايشان معذب شوند به نيران جحيم كما قال تعالى و
أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها
و قالوا
يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ
و
لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ *
و
قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ
اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ
.