گردد و مكرر شود صدور آن امر خسيس ازو ، بدان امر الفت گيرد و معتاد گردد و بدان افتخار نمايد بعد از آنكه مدتها استقباح او مىكرد .
و به نسبت با مشركان كه عبادت غير حق مىكنند پس انتقام مىكشد از ايشان منتقم از براى حصر ايشان حق را در آنچه عبادت مىكنند و مقيد ساختن ايشان إله مطلق را ، امّا از روى ظهور وجود حق در مظاهر چون به هرچه روى آرند روى به حق دارد از محض لطف و عين فضل عذاب ايشان به عذب منقلب گردد .
و به نسبت با كافران اگرچه عذاب عظيم باشد اما چون استعداد ايشان مقتضى آن عذاب است به واسطهء رضا بدان حال الم عقوبت و نكال كمتر ادراك كنند چون گلخنى كه افتخار مىكند به آنچه در وى است اگرچه به نسبت با كسى كه طالب مرتبه عظمى و دولت كبرى باشد اين رتبه بلاى عظيم و عذاب اليم نمايد .
و انقطاع عذاب به شفاعت شافعين موعود است و شفيع بودن ارحم الراحمين بعد از همه شفعا معهود ، چنان كه در حديث آمده است . و به مقتضاى سبقت رحمتى غضبى انقطاع نار و ارتفاع عذاب او از واسطه رستن جرجير شود در قعر جهنم .
و ظاهر آيات كه در حق اين طوايف به تعذيب آمده است همه حق است و كلام شيخ منافى آن نيست چه عذاب بودن چيزى از وجهى منافى عذب بودن او نيست از وجهى ديگر .
و بسط كلام درين مقام از براى آن كرده شد تا آنچه اولياء اللّه از مشاهده خود خبر مىدهند هركس مبادرت به انكار ايشان نكند ، بيت :
هر چيز كه روى مىنمايد از غيب * پاك است و لطيف است و منزّه از غيب
اى منكر اگر تو نيز اينجا برسى * بينى كه چنين است بلاشبهه و ريب
* * *