تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
فما تعيّن له من الكلّ إلّا ما يناسبه فهو ربّه . پس متعين نمىشود هر موجود را از كل مگر آنچه مناسب اوست لاجرم آن متعين از حضرت اسما ربّ خاصه اوست . و لا يأخذه أحد من حيث أحديّته . يعنى قبول نمىكند هيچ احدى ربّى از روى احديّت حق بل كه قبول او از حيث الهيّتش باشد . و لهذا منع أهل اللّه التّجلّى فى الأحديّة . يعنى از براى آنكه هريك از موجودات اخذ نمىكند از ربّ مطلق مگر آنچه از روى قابليّت مناسب اوست و اخذ جميع انواع ربوبيّات نمىكند اهل اللّه منع كردند طلب تجلّى را از مقام احديّت . فإنّك إن نظرته به فهو النّاظر فما زال ناظرا نفسه بنفسه ؛ و إن نظرته بك فزالت الأحديّة بك . پس اگر ادراك كنى اين تجلى را به حق لاجرم حق ادراك نفس خويش كرده باشد نه تو ، و حق مدرك نفس خويش و عالم به نفس خود بود ازلا ، و اگر ناظر حق به چشم خويش باشى پس احديّت به سبب هستى تو زائل گردد چه احديّت با اثنينيت ممكن نباشد : شعر :
هامش
- مجموعي كه رب مطلق و رب الأرباب و حضرت تعرفهء اسماء و ربوبيت مطلقه است به قدر قابليت و استعدادش اخذ كرده است ، نه در آن حضرت جمعيت از ربّ خاصّى تا لازم آيد كه ربوبيت هريك از هادى و مضلّ مثلا در ديگرى ظاهر شود و هريك مرضى و سعيد در نزد ديگرى باشد . خلاصه اينكه هريك ، مرضى و سعيد در نزد رب خاصّ به خود است كه از رب الأرباب گرفته است هرچند به نسبت به ربّ ديگر شقى است ، لذا در قرآن مجيد درباره اسماعيل - عليه السلام - فرمود :وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّابه اضافه رب ، و نفرمود كان عند الربّ مرضيا ، فافهم . و اين سعادت و شقاوتى نيست كه صاحب شريعت حكم كرده است چه به حكم شريعت عبد هادى سعيد است مطلقا نه به نسبت ؛ و همچنين عبد مضلّ شقى است مطلقا نه به نسبت و اين تحقيق منافات ندارد با آنكه شيخ در آغاز گفت فكلّه مرضي ، فتدبّر .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 416 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى