تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
فأحديّته مجموع كلّه بالقوة . پس احديّت مسمى به اللّه عبارت است از بودن مجموع همه اسمائى كه ارباب متعيّنه‌اند بالقوه در ذات الهيّت . و السّعيد من كان عند ربّه مرضيّا ؛ و ما ثمّ إلا من هو مرضى عند ربّه لأنّه الذى يبقى عليه ربوبيّته فهو عنده مرضىّ فهو سعيد . چون بيان كرد كه هريك را از موجودات ربّى است خاص كه از ربّ الارباب نصيب اوست ، بحسب قابليّت ، شروع كرد در بيان آنكه هر مربوب سعيد است نزد رب خود ، چه سعيد اطلاق كرده نمىشود مگر بر آنكه نزد ربّ خود مرضى باشد و هريك از موجودات مرضى است نزد رب خود از براى آنكه هرچه اين موجود بدان متّصف مىشود از اخلاق و افعال از روى حقيقت آن همه رب او راست كه موصوف است درين موجود و ربّ او از فعل خويش و مقتضاى آن راضى است كه اگر راضى نبودى فعل ازو صادر نشدى چه او مجبور نيست در صدور فعل ازو و مقصود از اظهار عبد آن است كه به حسب قابليّت مظهر كمالات و افعال رب باشد لاجرم نزد رب مرضى و سعيد بود . و سعيد از شقى متميّز نمىشود مگر به واسطهء آنكه سعيد مطلع بر كيفيّت اين حال است ، پس سعادت او به حسب علم و معرفت اوست و هركه عارف بر اين امر نباشد و افعال را به قوابل اضافت كند از راحت عظمى و مثوبت حسنى بعيد باشد و به سبب جهل و عدم عرفان موسوم باشد به سمت شقاوت . و ضمير لأنّه عايد به ربّ است و معنى آن است كه رب است كه إبقاء مىكند ربوبيّت خود را بر مربوبش به طريق افاضهء ربوبيّت بر وى دائما . و جائز است كه عايد به مربوب بود و معنى آن باشد كه مربوب است كه ابقا مىكند بر نفس خود ربوبيّت را به قبول و استفاضه از حضرت رب خويش . و لهذا قال سهل إنّ للرّبوبية سرّا و هو أنت - يخاطب كلّ عين - لو ظهر لبطلت الرّبوبيّة ، فأدخل عليه « لو » و هو حرف امتناع لامتناع .