تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
داخل شود ، پس اگر آن چيز در حسّ چنان باشد كه در خيال است آن رؤيا به تعبير محتاج نباشد ؛ و برين قدر از رؤيا اعتماد كرد ابراهيم خليل عليه السلام . و تقى بن مخلد . اما چون ابراهيم در كنف عصمت حق بود او را از ذبح ولد نگاه داشت ؛ بخلاف ابن مخلد كه قى برو گماشت تا به سمت حرمان از علم كثير موسوم گشت . و لمّا كان للرّؤيا هذان الوجهان ، و علّمنا اللّه فيما فعل بابراهيم و ما قال له : الأدب لما يعطيه مقام النبوّة علمنا فى رؤيتنا الحقّ تعالى فى صورة يردّها الدّليل العقلىّ أن نعبّر تلك الصّورة بالحقّ المشروع إمّا فى حقّ حال الرّائي أو المكان الّذى رآه فيه أو هما معا . فإن لم يردّها الدّليل العقليّ أبقيناها على ما رأيناها كما نرى الحقّ فى الآخرة سواء . و چون رؤيا را دو وجه است : تعبير و ابقاء بر حال خود ، و حضرت الهى به فيض فضل نامتناهى در معامله كه با خليل خود ابراهيم به تقديم رسانيد از ابتلا و فدا و خطاب او به قول
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا
كه متضمن تعبير است به عدم تعبير ما را تعليم ادب كرد و بياموخت كه اگر حق سبحانه و تعالى را در صورتى ببينيم از صور مثاليّه يا حسيّه كه دليل عقلى معتبر شرعا او را رد كند واجب شود كه آن صورت كه موجب نقصان است تعبير كرده شود به صورت كماليّه كه شرع بدان وارد است چنان كه در حديث آمده است كه حق سبحانه و تعالى تجلّى كند در روز قيامت به صورت نقصان پس انكارش كنند ؛ پس متحوّل ( بعد از آن متحوّل - خ ) شود و تجلّى كند به صورت كمال و عظمت ، لاجرم قبول سازند و به سجدهء او پردازند . و اين تعبير و تبديل و تغيير گاهى از روى نظر به حال رائى و مرتبه و مقام او باشد ؛ و گاهى به اعتبار مرتبه و قدر مرئى ، و گاه به اعتبار هر دو ؛ و گاهى به اعتبار فضل زمان چون يوم جمعه و ليلهء قدر ؛ و گاهى ملاحظهء فضل مكان چون اماكن متبركه و اراضى مقدسه ، و گاه مراعات همه اين امور كرده آيد . و لهذا يك
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 389 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى