ثابت است نزد او كه رسول عليه السلام گفت كه : هركه مرا در خواب ببيند همانست كه در بيدارى ديده است و شيطان بر صورت من متمثّل نمىتواند شد « 1 » پس در خواب ديد كه رسول عليه السلام او را شير داد و او بخورد ، پس رؤيا را تصديق كرد بىتعبير و شير قى كرد ، پس اگر تعبير كردى آن شير علم بودى . پس حق تعالى او را محروم گردانيد از علم بسيار بر قدر آنچه از شير خورده بود ، نمىبينى كه رسول را عليه السلام در خواب قدحى شير آوردند ، گفت خوردم و آنچه باقى ماند به عمر دادم رضى اللّه عنه . گفتند چه تأويل كردى يا رسول اللّه ؟ گفت علم تأويل كردم . پس چون مىدانست كه رؤيا محتاج تعبير است و بر موطن رؤيا و بر مقتضاى تعبير اطلاع داشت بر آن صورت كه ديده بود اقتصار نكرد .
و قد علم أنّ صورة النبىّ صلى اللّه عليه و سلّم الّتى شاهدها الحسّ إنّها فى المدينة مدفونة ، و أنّ صورة روحه و لطيفته ما شاهدها أحد من أحد و لا من نفسه .
و معلوم است كه صورت نبى عليه السلام كه حس او را مشاهده كرده بود مدفون است در مدينه و صورت روح او را و لطيفه را هيچ احدى مشاهده نكرده است ، نه در خود و نه در ديگرى چه روح او عليه السلام أبو الأرواح است و ولد سرّ پدر خويش . و لطيفه و حقيقت او ساريست در جميع ارواح ، پس چنان كه هيچ احدى قادر نيست بر مشاهده صورت روح او عليه السلام همچنين قادر نيست بر شهود اين صورت روحانيّه كه سرّ روح نبى است عليه السلام در نفس خود و در ديگرى و لهذا گفت :
كلّ روح بهذه المثابة .
يعنى هر روحى در حكم مشاهده بدين مثابت است .
هامش
( 1 ) - زيرا كه حضرت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مظهر اسم هادى است ، و شيطان مظهر اسم مضلّ ، فافهم .