اينچنين انسان كه نامش مىبرم * تا قيامت من ز وصفش قاصرم
بذا قال سهل و المحقّق مثلنا * لأنّا و إيّاهم به منزل إحسان
يعنى سهل تسترى قائل است به اين قول كه بسائط اقرب است به حق از مركّبات . و برين قول اتفاق دارد هر محقّق عارف باللّه كه مثل ماست زيرا كه ما و ارباب تحقيق همه در منزل احسانى ساكنيم يعنى در مقام مشاهده عيانى واقفيم و اظهار اين معنى از براى شكر احسان پروردگار است نه از براى افتخار و اغترار .
( اعتزاز - خ )
فمن شهد الأمر الّذى قد شهدته * يقول بقولى فى خفاء و إعلان
يعنى هركه مشاهده حقايق كند در غيب الهى چنان كه من مشاهده كردم و دريابد امر را چنان كه من دريافتم هرآينه بىباكانه بدين قول قائل شود در سرّ و علانيه .
و لا تلتفت قولا يخالف قولنا * و لا تبذر السّمراء فى أرض عميان « 1 »
يعنى التفات مكن به قول محجوبين از اهل نظر و مقلدان ايشان از اصحاب ظاهر كه مطلع نيستند بر حقايق امور اگر قول ايشان مخالف قول ما باشد و حنطه سمراء را يعنى قول حق را كه غذاى روحانى است در ارض استعداد كورانى كه حق را در اشيا نمىبينند و مشاهده در مظاهر نمىكنند مكار . بيت :
دلا تو شهد منه در دهان رنجوران * حديث چشم مگو با جماعت كوران
اگرچه از رگ گردن به بنده نزديك است * خداى دور بود از بر خدا دوران
هم الصمّ و البكم الّذين أتى بهم * لأ ( لإ - معا ) سماعنا المعصوم فى نصّ قرآن
هامش
( 1 ) - عميان به ضم عين و سكون ميم بر وزن لقمان ، جمع أعمى است .