تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
نباشد زيرا كه اقرار ازلى به ربوبيّت حق سبحانه و تعالى تمام نمىگردد مگر به عدم اشتراك ذاتا و صفة و وجودا و فعلا ؛ لاجرم سالك مادام كه افنا نكند ذات خود را و آنچه مترتّب است بر آن وفا به عهد سابق نكرده باشد بيت :
تا تو نكنى قطع علائق اى دل * كى راه برى به سوى خالق اى دل از هستى خويش تا نگردى فانى * وافى نشوى به عهد سابق اى دل
و حضرت الهى چون تكميل خليل خويش و فرزندش اراده كرد به ذبح فرزندش كه در حقيقت افناى نفس اوست بفرمود ، و چون انقياد و تسليم از هر دو بظهور پيوست وفاى عهد اول و فنا كه مقصود حق بود عزّ و جلّ حاصل شد لاجرم فدا فرستاد به ذبح عظيم كه در غايت انقياد بود و تسليم تا مساوات در مفادات باشد .
فلا خلق أعلى من جماد و بعده * نبات على قدر يكون و أوزان
چون سرّ وجودى در كلّ مكوّنات ظاهر است و تفاوت و تفاضل واقع نمىشود مگر در مراتب ، شيخ قدّس اللّه سرّه به بيان اين معنى متصدى شد كه آنچه اقرب است به حق افضل است از غيرش از براى قلّت وسائط در ميان او و در ميان مقام جمعى الهى و از براى عدم تضاعف وجوه امكانيّه چه هرچه متركب مىگردد از امور ممكنه متصف مىشود به امكان هيئات اجتماعيّه كه حاصل است او را و به امكانات ديگر كه لاحق مىگردد او را ، پس تضاعف مىيابد امكان و هرچه كثير گردد در وى وجوه امكانات زياده شود بعد او از واجب بالذّات ، قال اللّه تعالى :
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ
، لاجرم همچنان‌كه انسان به حسب تجرد از خواص ممكنات و اداى امانات ماخوذه ازين ممكنات به حسب عبور بر مراتب و مقامات در هنگام نزول از عالم غيب به سوى عالم شهادت و به ترك تعشّق بدين ممكنات و إعراض از تعلّق اين موجودات متنزّه مىشود از وجوه امكانات و نقايص آن ، پس ظاهر مىشود او را وجوب ذاتى كه به حسب ذات و كمالات ذاتيه داشت و از روى مرتبه مرتقى مىشود به اعلى عليين ،
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 377 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى