تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
تعظيم و اكرام اين پيغامبر . بدين معنى كه ذبح را چون فداى چنين عظيمى ساخته ، لاجرم سزاوار تعظيم باشد . پس نمىدانم كه اين از كدام ميزانست تعظيم على الحقيقة و عنايت كبش راست يا ما را ؟
و لا شكّ أنّ البدن أعظم قيمة * و قد نزلت عن ذبح كبش لقربان
بدن به ضم باء و سكون دال جمع بدنه است ، يعنى شك نيست كه بدنه اعظم است از وجه قيمت و اكبر است از روى هيئات ( هيبت - خ ) از كبش و لهذا يك اشتر عوض هفت اضحيه تواند بود با وجود اين در باب تقرّب من الحق قدر او از درجه كبش انحطاط يافت از براى شدت مناسبت در ميان كبش و نفس مسلمه فانيّه فى اللّه چه خلقت كبش از براى تن دردادن است به ذبح و بس ، به خلاف بدن كه مقصود اعظم ازو ركوب و حمل اثقال است .
فيا ليت شعرى كيف ناب بذاته * شخيص كبيش عن خليفة رحمان
يعنى كاش بدانستمى كه چگونه بذات خود نايب شد شخصك گوسفندكى از خليفه حضرت رحمان ؟ بدانكه غرض شيخ قدّس اللّه سرّه در اين ابيات بيان سرّ توحيد است كه در هر يك از صور وجوديّه ظاهر است . آرى بيت :
سر توحيد ز هر ذره عيان مىگردد * خرده بينى كه بود واقف اسرار كجاست ؟
و ايراد اين كلام در صورت تعجّب از براى دفع غوغاى محجوبين است ، و در ضمن اين نفى زعم ايشان است و اثبات قول موحّدين از اهل تحقيق كه مشاهدهء وجود حق و ظهور آن در جميع صور مىكنند ؛ خواه در صورت كبش و خواه در صورت اسحاق عليه السلام و مىگويند ، بيت :
بىوجود تو هيچ بودى نيست * بود آن تو است و ما نابود
لاجرم در اينجا نيابت از نفس خود به نفس خود است و نائب و منوب گفتن از
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 375 | حسين بن حسن خوارزمي / علامه حسن زاده آملى