تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
ضيق عبارت چنان كه مولانا قدّس سرّه مىفرمايد بيت :
نى غلط گفتم كه نائب با منوب * گرد و پندارى قبيح آيد نه خوب « 1 »
لاجرم بدين اعتبار مساوات در مفادات حاصل باشد .
أ لم تدر أنّ الأمر فيه مرتّب * وفاء لإرباح و نقص لخسران ؟
يعنى دانى كه امر الهى در وجود و تنزل و ظهور او در همه مراتب مرتّب است كما قال اللّه تعالى :
خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً
و امر در وجود و نفسش مرتّب و مرعى التناسب است ، لاجرم فدا از شريف به خسيس و از حقير به عظيم داده نمىشود ، پس چاره نيست از تناسب ميان كبش عظيم و ميان اين نبى كريم از روى ذات و صفت ، پس قول او كه مىفرمايد أ لم تدر تنبيه است مر طالب را كه نگاه كند به نظر حقّ و دريابد كه مناسبت ذاتيّه در ميان اين دو آنست كه هريك از اين دو مظهر ذات الهيّه است و مناسبت صفاتيّه تسليم و انقياد هريكى مر حكم حق را . پس به ظهور پيوست كه ظاهر در صورت كبشيّه هموست كه ظاهر شد در صورت اسحاقيّه . و تخصيص كبش به فدا از براى مناسبت است در انقياد و تسليم . وفاء و نقص ، هريكى خبر مبتداى محذوف است يعنى اتيان به فداء كه صورت فداى نفس است وفاست به عهد ازلى سابق از براى ارباح و اكمال مستعد ؛ و عدم اتيان به فدا نقصان و خسران است چه هركه وفا نكند به عهد سابق ازلى به واسطه احتجاب به غواشى ظلمانيّه مقرر شود نقص استعداد او و محقق گردد خسران سرمايه عمر و استعدادش ، لتضييعهما فيما هو فان . و سرّ اين معنى و تحقيقش آن است كه وصول بنده به حقّ سبحانه با وجود بقاى انيّت او كه موجب اثنينيت است ممكن نيست لاجرم از افناى انيّتش چاره
هامش
( 1 ) - بيتى از دفتر اوّل مثنوى عارف رومى است ، و مكرّر گفته آمد .