فص حكمة حقية فى كلمة إسحاقية چون بعد از مرتبهء عالم ارواح مجرده ، عالم مثال است كه مسمّى است به خيال و آن منقسم به مطلق و مقيّد ، و اوّل كسى كه به زيور خلقت صفات ثبوتيّه كه روح عالم مثالى است آراسته شد ابراهيم بود عليه السلام ، لاجرم شيخ قدس اللّه سره عالم مثال مقيّد را در كلمه اسحاقيّه ذكر كرد از براى مراعات ترتيب در بيان مراتب .
و از آن جهت در اينجا ذكر عالم مثال مقيد كرد كه عبارت است از خيال انسانى ، و متعرض به مطلق نشد كه اين خيال مقيّد مثال و انموذج عالم مثال مطلق است و اين هر احدى را حاصل است .
پس هركس به ملاحظهء اين مقيّد راه به مطلق تواند برد و از ادراك كيفيات فرع اطلاع بر اصل حاصل تواند كرد .
و چون اسحاق رؤياى ابراهيم را عليه السلام حق ديد و گفت :
يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ
، يعنى اى پدر دلنواز آنچه را در خواب ديدهاى محقّق ساز و به ذبح من بپرداز كه به عون عنايت ربانى و تأييد هدايت سبحانى شايد كه مرا به زيور صبر آراسته يا بى ، شيخ قدّس اللّه سرّه حكمت اسحاق را به حقيّه نسبت كرد .