تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
عاقل است بيت :
دل نگر با دل‌ستان آميخته * روح بين با خاكدان آميخته چند گوئى بىنشان و بانشان * بىنشان بين با نشان آميخته
فإنّ لكلّ حكم موطنا يظهر به لا يتعدّاه . يعنى هر حكمى و صفتى را مقامى و موطنى است در مراتب الهيّه به حسب احكام دنيا و آخرت كه ظاهر مىشود آن حكم به سبب اين موطن و قابليتش و تعدّى و تجاوز نمىنمايد از آن موطن يا گوئيم ظاهر مىشود حق به اين ( بدين - خ ) حكم در اين موطن ، و سياق كلام متن مؤيد معنى ثانى است اگرچه اول اسبق است در مبادرت به ذهن . و اين سخن تعليل ظهور حق است در صفات و افعال و سائر احكام كه تابع وجود ابراهيم است و ظهور حق به صفات كونيّه چون استهزاء و مكر و تأدّى و سخريه و غير اين در آيات و احاديث قال اللّه تعالى :
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ
،
وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ
،
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
،
سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ
. و فى الحديث : « ضحك اللّه البارحة » و امثال اين كثير است . به گوش موسى همان شنيد كه به زبان شجره سخن گفت .
از تو سؤال مىكنم مسأله‌اى جواب گوى * آنكه حديث مىكند كيست بگو درين دهن ؟ من نيم و تو هم نه اى آن نفسى كزو حيى * غير منست و تو بدان اوست كه مىكند سخن
أ لا ترى الحقّ يظهر بصفات المحدثات ، و أخبر بذلك عن نفسه ، و بصفات النّقص و بصفات الذّم ؟ استشهاد است مر تخلل حق را در وجود عبد ، و اتصاف او به صفات كون . لاجرم مىگويد : نمىبينى كه حق ظاهر مىشود به صفات محدثات و به صفات نقص و ذم كه مختص است به مكوّنات ؟ چنان كه بدين معنى از نفس خويش