و متجلّى شود به صور استعدادات ما هرآينه صلات و تجلّى او به اسم آخر باشد چه آخريّت مستفاد از اسم آخر است . لاجرم متأخّر مىشود حقّ درين تجلّى از وجود عبد و آن إله معتقد بنده است كه در قبلهء خويش به نظر فكرى يا به تقليد خود ساخته است و آن إله معتقد چون تابع است مر وجود معتقد را ، لاجرم متأخر از وجود او باشد .
و يتنوّع بحسب ما قام بذلك المحلّ من الاستعداد كما قال الجنيد حين سئل عن المعرفة باللّه و المعارف . فقال لون الماء لون إنائه . و هو جواب سادّ أخبر عن الأمر بما هو عليه .
يعنى متنوّع مىشود صور اعتقادات به حسب استعدادات قائمه به محالّ و اعيانش ، چه حقّ مطلق را نه تعيّن است و نه تقيّد ، بلكه ازين حيثيّت از اسم مبرّاست و از نعت و صفت معرّا ؛ و هرچه به دو مضاف و منسوب مىشود از اسم و صفت عين اوست چنان كه حضرت امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه فرمود كه كمال اخلاص نفى صفات است ازو و هنگام تجلّى متجلّى مىشود به حسب استعداد متجلّى له بر صورت عقيدهاش ، چنان كه حديث تحوّل در روز قيامت بدين دلالت مىكند و لهذا سيد الطائفه جنيد قدّس اللّه سرّه جواب داد وقتى كه از معرفت باللّه و از عارف سؤال كردند به اين قول كه « لون الماء لون إنائه » يعنى تجلّى حقّ به صورت معرفت جز به حسب استعداد متجلّى له نيست ؛ و اين جوابيست محكم و مطابق مر آنچه را در نفس امر است از آنكه ماء را لونى نيست و تلوّن او به الوان ظروف است ، و همچنين حق را نيز تعيّنى نيست كه حاصر او باشد و متعيّن شدن او به تجلّى برحسب متجلّى له است .
هامش
- نه اينكه بر ده اسب دو اسب ديگر اضافه كنى كه دوازده اسب شود ( نصاب الصبيان - ص 18 - بتصحيح و تعليق راقم ) . و در قصيده شقشقيه ديوان نگارنده ( ط 2 - ص 99 ) آمده است :مجلّي و مصلّي گر نباشم * به حمد اللّه نيم قاشور و فسكل