تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1112

مساهمون:

ص١١١٢
و قرة عين رسول عليه السلام جز مشاهدهء محبوب نيست و لفظ تقرّبه فتح قاف از سرور است و به كسر قاف مأخوذ از قرار و استقرار ؛ و هر دو معنى ملائم است زيرا كه چون ديده مشاهدهء محبوب كند صاحبش مسرور گردد و چون چشم محبّ طالب محبوب و مطلوب را مشاهده كند هرآينه استقرار ورزد و التفات به غير جائز ندارد و گويد :
روشنى چشم من از روى تست * اى دل و اى ديده و اى روشنى
و اگر مأخوذ باشد از قرّ كه به معنى برد است هم مستقيم است زيرا كه ديده تا در طلب چيزى است قرار ندارد و از حركت آرام نمىگيرد ؛ و باطن طالب نيز در اضطراب مىباشد و حركت مسخّن است ؛ و چون مشاهده مطلوب دست دهد و دل از وصل محبوب آرام يابد و ديده از حركت بازايستد سرد شود . فى شىء و فى غير شىء متعلّق است به رؤيت ، يعنى استقرار مىيابد چشم محبّ نزد ديدن محبوب در صورتى از صور مجالى . چنان كه حقّ تعالى تجلّى كرد موسى را در صورت نار و نبى ما را در صورت شاب امرد چنان كه در خبر صحيح آمده است ؛ يا در غير صورت چون تجلّى ذاتى كه متجلّى له در وى هيچ‌چيزى نمىبيند به غير صورت خود چنان كه در فص ثانى گذشت . و لذلك نهى عن الالتفات فى الصّلاة ، فإنّ الالتفات شىء يختلسه الشّيطان من صلاة العبد فيحرمه مشاهدة محبوبه . بل لو كان محبوب هذا الملتفت ، ما التفت فى صلاته إلى غير قبلته بوجهه . و از براى اين نهى كرده شد در صلات از التفات ، چه التفات به چيزى در صلات از اختلاس شيطان است كه بنده را بدان محروم مىگرداند از مشاهدهء محبوب و ملاحظهء مطلوب ؛ خواه التفات قلبى باشد و خواه حسّى ؛ بلكه اگر جمال حقّ مطلوب و محبوب اين ملتفت بودى چون محبوب قبلهء اوست التفات به ديگرى ننمودى . و الإنسان يعلم حاله فى نفسه هل هو بهذه المثابة فى هذه العبادة الخاصّة أم لا ، فإنّ