تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1107

مساهمون:

ص١١٠٧
چكنم با كه توان گفت كه دوست * در كنار من و من مهجورم « 1 »
كما قال تعالى :
نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
بيت :
در جان منى و از تو من هستم دور * چشمم به تو روشن و ز ديدار تو كور مشكل‌تر ازين كر افتد واقعه‌اى * تو با من و من از تو جدا و مهجور
لاجرم مصلّى رتبهء خود را از اينجا مىداند كه حقّ را بدين رؤيت عيانيّه در اين صلات مىبيند يا نى ؟ پس اگر نبيند بارى عبادت به طريق ايمان و احسان كند كه گوئيا مىبيند ، و دوست را در حالت مناجات در قبلهء خود داند و القاى سمع كند آنچه از حقّ بر وى وارد شده و نازل مىشود از واردات روحانيّه و معانى غيبيّه ؛ و اگر شهود عيانى دست ندهد از معرفت ايقانى او ذاهل نباشد و از غايت شوق به لسان ذوق گويد : بيت
از زخمهء يار در كنارش چو رباب * گويا و ازو بىخبرم در همه باب بر پشت شتر سوار و گم كرده شتر * در بحر زلال غرق و جويندهء آب
فإن كان إماما لعالمه الخاصّ به و للملائكة المصلّين معه - فإنّ كلّ مصلّ فهو إمام بلا شكّ ، فإنّ الملائكة تصلّى خلف العبد ؛ اذا صلّى وحده كما ورد فى الخبر - فقد حصل له رتبة الرّسول ( الرّسل - خ ) فى الصّلاة . پس اگر امام باشد عالمى را كه به دو اختصاص دارد يعنى اناسى را و ملائكه را با او نماز مىگزارند ، زيرا كه هر مصلّى امام است از براى آنكه اگر بنده تنها نماز گزارد ملائكه اقتداى او مىكنند چنان كه در خبر صحيح آمده است - اين امام را حاصل مىشود رتبهء رسول در صلات ، چه امامت مردم مرتبه‌اى است از مراتب رسول عليه السلام . و چون امامت قيام به حقوق عباد است و آن از جمله شئون حقّ است پس شيخ فرمود :
هامش
( 1 ) - دو بيت از گلستان شيخ اجل سعدى است .