و لهذا جاء موسى فى الجواب بما يقبله الموقن و العاقل خاصّة .
فَأَلْقى عَصاهُ
و هي صورة ما عصى به فرعون موسى في إبائه عن إجابة دعوته
فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ
أى حيّة ظاهرة .
و از براى اين معنى موسى عليه السلام در جواب چيزى آورد كه موقن كه صاحب كشف و يقين است آن را قبول مىكند ، و آن جواب اول است ، و عاقل نيز خاصّه قبول مىتواند كرد ، و آن جواب ثانى است .
پس القاى عصا كرد و آن صورت عصيان فرعون است در حقّ موسى در اباى او از اجابت دعوتش . پس آن ثعبان مبين شد ، يعنى حيّهء ظاهره .
و حاصل كلام آنست كه شيخ قدّس اللّه سرّه درين مقام ايماء مىكند به آن معنى كه حقّ سبحانه و تعالى صورت محاجه و مباحثهاى را كه جارى است ميان موسى و فرعون بر طريق ضرب امثال بيان مىكند .
پس به عصا ضرب مثل كرد مر نفس مطمئنه موسويّه را كه مطواع قلب و مؤتلفه به نور قدس و مؤيده به تأييد حقّ [ بوده است ] و لهذا گفت اين عصا صورت آن چيز است كه فرعون بدان عصيان موسى كرد در اباى او از آنكه حقيقت نفس جز يكى نيست . لاجرم چون در فرعون مطاوعت هوا كرد و سلطان وهم بر وى مستولى شد به غلبهء هوا نفس امّاره گشت و آبيه و مستكبره شد . لاجرم به اباى حقّ و انكارش برخاست . و چون منقاد حقّ شد و اطاعت قلب نمود كه « نفس ناطقه » منوّر شد به نور روح در موسى « مطمئنه » گشت و عصائى شد كه در اعمال برّ و طاعات و اخلاق فاضله اعتماد بر آن مىكرد كه
أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها
، و بر غنم قواى حيوانيّه و بهيميّه اوراق شجرهء فكريّه از علوم نافعه به دو مىريخت كه
وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي
و حيّهاى گشت سعىكننده در مقاصد و مطالبش به تركيب حجج و دلائل ، و ثعبانى شد التقامكننده مزوّرات شبه سحرهء قواى متخيّله و وهميّه را از فرعون و قومش ؛ و اين همه به واسطه طاعت نفس موسى است قلب و روح را .