تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1039

مساهمون:

ص١٠٣٩
و تقييد باشيد و حصر كنيد حق را در آنچه ادلّهء عقول شما بدان معاضدت مىنمايد . پس موسى عليه السلام اظهار جواب هر دو طائفه كرد تا فرعون فضل و صدق او را دريابد . و حاصل حكمت درين دو جواب آنست كه خواجهء ما قدّس اللّه سره مىفرمايد :
معنى خفى مشكل مغلق بين * حق را در خلق و خلق را در حق بين او را كه ز تقييد و ز اطلاق بريست * در صورت هر مقيّد و مطلق بين
و علم موسى أنّ فرعون علم ذلك - أو يعلم ذلك . يعنى موسى بدانست كه فرعون فضل موسى را مىداند يا خواهد دانست چه جواب حق منبه سائل [ است ] بر آنچه نزد او نيست . « 1 » لكونه سأل عن الماهيّة ، فعلم أنّه ليس سؤاله ( فعلم أن سؤاله ليس - خ ) على اصطلاح القدماء فى السؤال بما فلذلك أجاب فلو علم منه غير ذلك لخطّأه فى السّؤال . « 2 » يعنى علم موسى را به دانش فرعون از آن دانستيم كه فرعون از ماهيّت حقّ سؤال كرد ظاهرا ؛ امّا موسى دانست كه سؤال او به لفظ « ما » بر اصطلاح قدماء نيست از آن جهت جواب داد و إلا تخطئه كردى او را در سؤال ، چه اصطلاح قدماء در سؤال كردن به « ما » طلب جواب است به اجزاى ذاتيّه . پس چون موسى دانست كه او به اين اصطلاح سؤال نمىكند به جواب او اشتغال نمود ، و اگر دانستى كه سؤال او بر اصطلاح قدماء است تخطئه فرعون كردى در سؤالش ، و گفتى به لفظ « ما » چگونه مىپرسى از ذاتى كه او را اجزاى ذاتيّه نيست .
هامش
( 1 ) - عبارت قيصرى اين است : « إذ الجواب الحق ينبّه السائل بما ليس عنده » ( ط 1 - ص 462 ) . ( 2 ) - نسخه مصحح نگارنده بدين صورت است : « لكونه سأل عن الماهية فعلم أن سؤاله ليس على اصطلاح القدماء في السؤال بما هو لكونهم لا يجيزون السؤال عن ماهية ما لا حدّ له بجنس و فصل ، فلمّا علم منه موسى غير ذلك لخطّأه في السؤال » ( ط 1 - ص 462 و 463 ) .