در وى از صور عالم « حدّ ذاتى » داشت . پس گوئيا در جواب قول سائل كه
وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ
است گفت آنكه ظاهر مىشود در وى صور عالمين از علو كه آن سماست و از سفل كه آن ارض است اگر شما از اهل ايقان و ارباب كشف و عيان باشيد ؛ يا گوئيا در جواب
وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ
مىگويد آنست كه ظاهر مىشود به صور عالمين تا اين سرّ كبير منبئ از فحاوى مطاوى غوامض اسرار اين رباعى باشد : بيت
اى ذات تو اندر پس هر ذات نهان * خود نيست به جز ذات تو در هر دوجهان
يك روى تو مائيم و توئى روى دگر * آن روى درين نموده اين روى در آن
فلمّا قال فرعون لأصحابه
إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
كما قلنا فى معنى كونه مجنونا .
چون فرعون اصحاب خود را گفت كه موسى مجنون است يعنى غير عالم است به آنچه ازو پرسيدم .
زاد موسى فى البيان ليعلم فرعون مرتبته ( رتبته - خ ) فى العلم الإلهىّ لعلمه بأنّ فرعون يعلم ذلك : فقال :
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ
فجاء بما يظهر و يستتر ( و يستر - خ ) و هو الظّاهر و الباطن ، و ما بينهما و هو قوله
بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ *
.
إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ *
أى إن كنتم أصحاب تقييد ؛ فإنّ العقل يقيّد . ( فإنّ للعقل التّقييد - فانّ العقل تقييد - خ ) .
يعنى زياده كرد موسى در بيان با فرعون [ تا ] رتبت او را در علم الهى داند ، چه موسى عليه السلام مىدانست كه فرعون سرّ اين جواب را مىداند ، لاجرم گفت ربّ العالمين ربّ مشرق است و ربّ مغرب ، پس ذكر كرد آنچه را از براى ظهور است و آنچه را از براى بطون است تا ايماء كند بر آنكه ظاهر و باطن اوست چنان كه حق از نفس خود اخبار كرد كه
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
پس عليم باشد آنچه را در ميان مشرق و مغرب است و آنچه را ميان ظاهر