بأسباب أخر ، و ليست تلك .
يعنى ديگر از جمله عنايات الهيّه در حقّ موسى آن بود كه به وجه فرار از خوف قتل بيرون آمد و اين فرار در حقيقت دوست داشتن حيات بود و نجات از هلاك .
بعد از آن بيان مىكند كه حركت حاصل نمىشود ابدا مگر از محبت . اگرچه در ظاهر آن را اسبابى باشد چون خوف و غضب و غير اين . پس محجوب شود از دريافتن او به اسباب ظاهره آنكه عالم به حقائق نيست .
و ذلك لأنّ الأصل حركة العالم من العدم الّذى كان ساكنا فيه إلى الوجود ، و لذلك يقال إنّ الأمر حركة عن سكون : فكانت الحركة الّتى هى وجود العالم حركة حبّ . و قد نبّه رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم على ذلك بقوله
« كنت كنزا مخفيّا لم أعرف فاحببت أن أعرف »
. و حبّى بودن هر حركت از براى آنست كه اصل حركت عالم است ( كه اصل حركات ، حركت عالم است - خ ) از عدم كه آنجا ساكن بود به سوى وجود ، و لهذا مىگويند كه امر حركت است از سكون ؛ پس حركتى كه آن وجود عالم است حركت حبّ است چنان كه رسول عليه السلام در حديث قدسى بدين تنبيه كرد كه گنجى پنهانى بودم دوست داشتم كه آشكارا شوم ، عالم آفريدم .
فلو لا هذه المحبّة ما ظهر العالم فى عينه . فحركته من العدم إلى الوجود حبّ الموجد لذلك : و لأنّ العالم أيضا يحبّ شهود نفسه وجودا كما شهدها ثبوتا ، فكانت بكلّ وجه حركته من العدم الثّبوتى إلى الوجود حركة حبّ من جانب الحقّ و من جانبه ( و جانبه - خ ) فإنّ الكمال محبوب لذاته .
پس اگر اين محبّت نبودى عالم در وجود عينى ظاهر نشدى . پس حركت او به سوى وجود مشتمل بر حبّ موجد است مر وجود عالم را ، چه ظهور كمالات ذات و انوار اسماء و صفات به وجود عالم است و نيز مشتمل است محبّت عالم را ، چه عالم شهود نفس خود را در وجود دوست مىدارد چنان كه مشهود او متعلّق بود به ثبوت در عدم . پس به هر وجهى حركت از عدم ثبوتى به سوى وجود
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1021
مساهمون: حسين بن حسن خوارزمي
ص١٠٢١