باشد از براى آنكه قتله صبرا و ذبحه صبرا در لغت اهل حجاز كثير الاستعمال است و آن عبارت است از آنكه زنده گيرند و به عقوبت كشند .
برين تقدير معنى آنست كه مادر موسى موسى را به تابوت در دريا نينداخت مگر از خوف آنكه ناگاه فرعون غاصب از ما زنده بگيرد و در نظر ما بكشد ؛ و والده را هيچ المى از آن زياده نيست كه فرزند او را در نظرش بكشند .
و شيخ شرف الدين داود قيصرى « ضير » را به ضاد معجمه و ياى منقوطه به دو نقطه از تحت تصحيح كرده است و معنى چنين گفته كه ناگاه او را بكشد كشتنى مشتمل بر ضرر عظيم به نسبت با والدهاش ؛ و اين تصحيح شايد كه مبنى بر سماع باشد « 1 » و الا استعمال مأنوس آنست كه سابقا گذشت .
مع الوحى الّذى ألهمها اللّه تعالى به من حيث لا تشعر . فوجدت فى نفسها أنّها ترضعه .
يعنى فعل مادرش به وحى بود كه حق سبحانه و تعالى در دلش انداخت تا به وجدان دريافت كه ارضاع و تربيت فرزندش هم بر دست او خواهد بود .
فإذا خافت عليه ألقته فى اليمّ فإنّ ( لأنّ - خ ) فى المثل « عين لا ترى قلب لا يفجع » « 2 » فلم تخف عليه خوف مشاهدة عين ، و لا حزنت عليه حزن رؤية بصر ، و غلب على ظنّها أنّ اللّه ربّما ردّه إليها لحسن ظنّها به ، فعاشت بهذا الظّن فى نفسها ، و الرّجاء يقابل الخوف و اليأس ، و قالت حين ألهمت لذلك لعلّ هذا هو الرّسول الّذى يهلك فرعون و القبط على يديه . فعاشت و سرّت بهذا التّوهم
هامش
( 1 ) - يعنى قرائت آن از شيخ اكبر بدين وجه استماع افتاد .
( 2 ) - در بعضى از نسخ بهجاى لا يفجع « لا يتّجع » آمده است ، و آن از وجع است كه در باب افتعال ، و او قلب به تاء شده است و تاء در تاء ادغام شده است ، مثل لا يتّجه از وجه . كتب امثالى كه در دست داريم از قبيل مجمع الامثال ميدانى ، و جمهرة الامثال ابو هلال عسكرى ، و مستقصى زمخشرى ، و وسيط واحدى ، و ثمار القلوب نيشابورى ، و فصل المقال ابو عبيد بكرى ، و فرائد الأدب ، و چند كتاب ديگر ، در هيچيك آنها اين مثل نيامده است .