كيفيّت انتشاى ملامت و غيرت بر احوال عاشق و مبدأ آن
و چون اوست كه ترجمانى معانى غيبى به مخارج عيان و السنهء بيان اقتضا مىكند بعد از آنكه بدين اسرار مطّلع گشت و ازين معنى خبردار شد ، جبلّت اظهار آثارش استدعاى آن كرد كه در ميان ملأ اعلى - كه حىّ اصلى وى است - اين خبر در اندازد و اين سرّ پنهان را اشاعت آغازد « 1 » .
فأخبر من فى الحىّ عنّى ظاهرا * به باطن أمري و هو من أهل خبرتي « 2 »
هرآينه چون اين آوازه درين گنبد تعيّن « 3 » بنيان تنزّه اركان افتاد ، از يك طرف صداى
« فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ »
برآمد و از طرفى ديگر طنطنهء
« أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ
[ 483 الف ]
الدِّماءَ »
ظاهر گشت « 4 » .
فلاح و واش ذاك يهدي لعزّة « 5 » * ضلالا و ذابي ظلّ يهذي « 6 » لغيرة « 7 »
* *
عشق ورزيدم و عقلم به ملامت برخاست * هركه عاشق شد ازو حكم « 8 » سلامت برخاست
كه شنيدى كه برانگيخت سمند غم عشق * كه نه اندر عقبش گرد ملامت برخاست
بارى ، ساز ناز معشوقى از اين آوازه به قول « 9 » « أضحت تدلّ بكثرة العشّاق » آغاز نوازشى ديگر نهاد و قانون نياز عاشقى ازين گفتوگو به ترانهء « 10 » « أغار عليك من مرّ النّسيم » آهنگى ديگر گرفت . از يك طرف ، غمّازى وشات و تقرّب نمودن ايشان به وسايل تقديس و تسبيح ، آتش غيرت در نهاد عاشق نهاد و رقايق نسب اندرونى او را
هامش
( 1 ) .F: + بيت ؛H: + شعر
( 2 ) .D: خبرة
( 3 ) .Bدر حاشيه : ظ تقدّس
( 4 ) .D: + ش ؛GوJ: + شعر
( 5 ) .C , DوE: لغرّة
( 6 ) . در اصل : يهدى ، مطابقCو ديوان ابن فارض تصحيح شد .
( 7 ) .FوJ: + بيت
( 8 ) .B: راه
( 9 ) .F: + مصراع ؛GوH: + ع
( 10 ) .F: + مصراع ؛GوH: + ع