تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
ياران را در و بال ذلّ فراموش كند و ياد نيارد . شخصى كه با وجود استجماع اسباب تمتّع و احتظا و استحصال موادّ تفرّد و استغنا ، يك دم پشت ارادت بر متّكاى استراحت نزند بلكه دائما تشمير اذيال توجّه از ساق سعى نموده در ميدان جدّ و اجتهاد به تكاپوى آن باشد كه اقران حلقهء مذاكره و اعوان زمان تحصيل و استفاده را نگذارد كه اوقات شريفه را بر همان اقوات قديمه محصور گردانند و بدان اغذيهء معهوده قناعت نمايند كه « 1 »
بغداد همانست كه ديدى و شنيدى * رو دلبر نو جوى چه دربند قديدى [ 474 الف ]
و ايشان را به سماط نعمتهاى تازه و لطائف مستلذّات بىاندازه صلا زند و خود را از وصمت « شرّ النّاس من أكل وحده » مصون دارد ، نسبت او ازين معانى دور باشد . بلى ! آن كه ايشان را به اعتكاف زواياى عقايد « 2 » تقليدى تحريض مىكند و از ترقّى به معارج « 3 » تحقيق مانع مىگردد ، ظاهرا بدين نسبت اقرب و بدين سمت انسب باشد « 4 » .
لاله ساغرگير و نرگس مست و بر من نام فسق * داورى دارم بسى يا رب كه را داور كنم
و امّا حكايت تصلّفات ترّهات احوال اهل دنيا و تجوّهات بىتوجيه ايشان ، به نزد قلندران لنگر بصيرت و بازماندگان قمارخانهء وايافتگى و توجّهات اتصال مآلشان قدرى چندان ندارد « 5 » .
به نيم‌جو نخرم طاق خانقاه و رباط * مرا كه مصطبه ايوان و پاى خُم طنبيست « 6 »
* *
و لو عزّ فيها الذّلّ ما لذّ لى الهوى * و لم تك لو لا الحبّ فى الذّلّ عزّتي
و هر چه قضيّهء اعراض و بىالتفاتى حضرت سلطنت پناهى است ، در چشم سوختگان همان عين اقبال و التفات است « 7 » .
هامش
( 1 ) .F , GوJ: + بيت ( 2 ) . در اصل ندارد ؛ مطابق نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) .F: مدارج . ( 4 ) .D: + ش ؛FوJ: + بيت ؛G: + فرد ( 5 ) .D: + ش ؛FوJ: + بيت ؛G: + فرد ( 6 ) .D: + ش ؛F: + بيت ؛G: + شعر ( 7 ) .FوG: + بيت
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى ) — صفحة 74 | اكرم جودى نعمتى / صائن الدين علي بن محمد تركة