1 114
غلامم خواجه را آزاد كردم
( مولوى ) 67
غم خور اى دل كه بجز غم نبود در خور ما
54
غمش بود و من گم شدم در دل خود
( امير خسرو دهلوى ) 66
غوّاصى كن گرت گهر مىبايد
126
غير ازين موجود مطلق در وجود
149
غير او هر چه هست بازى بود
( اوحدى مراغهاى ) 222
غيرى چگونه روى نمايد چو هر چه هست
( عطار ) 152
فاش مىگويم و از گفتهء خود دلشادم
( حافظ ) 197
فالى كه سعادت زند از قرعهء اقبال
97
فرصت شمر طريقهء رندى كه اين طريق
( حافظ ) 164
فرصت شمر طريقهء رندى كه اين نشان
( حافظ ) 40
فرقست ز آتشى كه از جان خيزد
( مولوى ) 212
قدح چون دور من باشد به هشياران مجلس دِه
( سعدى ) 48
قدر مجموعهء گل مرغ سحر داند و بس
( حافظ ) 38
قصّهء درد تو مرديم و نگفتيم به كس
( سلمان ساوجى ) 51
قند آميخته با گل نه دواى دل ماست
( حافظ ) 20
كآهن و سنگ را چو آب كند
( اوحدى مراغهاى ) 298
كارت به دو بيتى و غزل برنايد
144
كاسرار مى مغانه رندان دانند
140
كآنچه جستى درون جبّهء توست
( اوحدى مراغهاى ) 239
كاندرين خنب نيست جز يك رنگ
( اوحدى مراغهاى ) 291
كاوّل چو به خود نمود خود را
( فخر الدين عراقى ) 140
كاوّل ز تو خاست آشنايى نه زمن
79
كاين كار دلست بىجگر برنايد
183
كثرت نفسى براى آن بود
( فخر الدين عراقى ) 30
كجا به ديدهء من صورت تو بتوان ديد
82
كز دوست يك اشارات و ز ما به سر دويدن
( ابن يمين ) 265
كسى كه پرتو نور چراغ مجلس انس
128
كعبه كجا برم چه كشم رنج باديه
187
كوه جبروت را پلنگيم
( عماد الدين نسيمى ) 164
كه اى صوفى شراب آنگه شود صاف
( حافظ ) 34
كه اين معامله با اهل راز نتوان كرد
123
كه برد به نزد شاهان ز من گدا پيامى
( حافظ ) 166
كه دانستم كه هرگز آشنايى
( سعدى ) 290
كه راز را سر سرمست بىحيا گويد
( مولوى ) 58
كه را سوخت عشقت كه آنم نسوخت
( كمال خجندى ) 31
كه زاد راهروان چستى است و چالاكى
( حافظ ) 167
كه سرى سرايد اين سِر كه سزاى دار باشد
198
كه عبث در وجود ممكن نيست
285
كه گر سودى كنم اينجا زيانست
( اوحدى مراغهاى ) 101
كه من اين صباح روشن ز شب سياه دارم
( سعدى ) 156
كه نزد اهل بصيرت كه داردت معذور ؟
150
گاه بُد بتشكن چو ابراهيم
299
گاه خرّم كند دل غمگين
( فخر الدين عراقى ) 154
گاه خوشخوش شود گه همه آتش شود
( مولوى ) 49
گاه رهبر شد و گهى رهزن
299
گاهى كمند زلفش ديگر كمان ابرو
( سعدى ) 202
گدايى در ميخانه طرفه اكسيريست
( حافظ ) 50
گر ازين دست زند مطرب مجلس ره عشق
( حافظ )