تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
گفت
« إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ »
42
محقق را كه از وحدت شهود است * نخستين نظر بر عين وجود است
دلى كز معرفت نور و صفا ديد * ز هر چيزى كه ديد اول خدا ديد
يعنى داناى كامل صاحب دل كه از جانب وحدت ملاحظه و مشاهده موجودات مىكند ، نظر اول او بر عين وجود مطلق است ، كه آن حقيقت موجودات است ، از بهر آنكه وجود ذات اضافيه موجودات در آن مرتبه و مقام در نظر او فانىاند ، نه باقى به بقاى خود ، پس « زهر چيزى كه ديد اول خدا ديد » ، « ما رايت شيئا و الّا رايت اللّه فيه » ، 43 مؤيد همين معنى است كه گفته شد .
بود فكر نكورا شرط تجريد * پس آنگه لمعه‌اى از نور تأييد
مقصود شيخ آن است كه فكر نكورا كه آن ترتيب امور معلومه است ، به تمام شرائط و قواعد و شرط آن تجريد است . يعنى باطن را از علايق و عوايقى كه مانع علوم حقيقى و معارف ربانى باشد ، پاك كند و با وجود آنكه تجريد شود ، منظر برق تاييد ربانى شود ، كه آن راهنمايى و توفيقيت الهى به حقايق و علوم و معارف و معانى ، از اين جهت كه فكر نكو موقوف است به توفيق و هدايت ربانى كه برق تاييد عبارت از آن است .
هر آن كس را كه ايزد راه ننمود * ز استعمال منطق هيچ نگشود
يعنى هر كسى را كه خداى تعالى راه ننمايد ، استعمال منطق او را سود ندهد ، پس به استعمال منطق به تمام شرائط و قواعد حكما را ، و به استدلال مجموع شرائط و لوازم علما را ، بىتاييد ربانى هيچ تعينى نشود .
حكيم فلسفى چون هست حيران * نمىبيند ز اشيا غير امكان
حكيم فلسفى به زبان يونان دوست‌دارنده علم را مىگويند ، طريق حكما و علما در دانستن اشياء قياس و استدلال است ، گاه هست كه غايت را به حاضر قياس مىكنند ، و از وجود اثر به وجود مؤثر استدلال نيز مىكنند و اين هر دو قاعده كليت نيست ، و تخلف بسيار جارى است در