شروع است در فعل ، آن را نيت مىخوانند . اين است مراتب موجودات ذهنى و عقلى تا به مرتبه وجود خارجى رسيدن .
ز ترتيب تصورهاى معلوم * شود تصديق نامفهوم مفهوم
مقصود آنكه هر چيز كه در عالم است ، در ابتداى حال معلوم نيست ، بعضى معلوم است و بعضى نامعلوم . حكما و عقلا قاعده و طريقهاى چند پيدا كردهاند ، كه بدان قاعده و طريقه امر نامعلوم را معلوم كنند ، به زعم خود ، و آن قاعده و طريقه را در چهار شكل ترتيب و تصوير كردهاند ، به شرائط و قواعدى چند كه ذكر آن اينجا مناسب نيست . هر كه خواهد آن در كتب ايشان مضبوط و مشروح است ، نظر بايد كرد .
ترتيب تصورهاى معلوم آن است ، كه امور معلومه را در صورت شكلى از اشكال اربعه در آرند ، چنان كه مناسب شرائط آن شكل باشد ، تا آنچه معلوم نيست ، معلوم شود ، بر سبيل يقين به زعم ايشان . مثل آنكه مىگويند كه عالم متغير است و هر چيزى كه متغير است ، حادث است ، اين هر دو معلوم را در صورت شكل اول ترتيب و تصور مىكنند ، تا حدوث و قدم عالم كه مجهول بود ، معلوم شود . مىگويند كه « العالم متغير » اين يك معلوم است ، و كل متغيّر حادث ، و اين نيز يك معلوم ، و ديگر اين هر دو معلوم را در صورت شكل اوّل ترتيب مىكند ، و آن شكل اوّل است « العالم متغيّر و كل متغيّر حادث ، فالعام حادث » نتيجه است ، و نتيجه اين شكل مركب است از جزو اول موضوع و از جزو ثانى محمول از ترتيب اين دو معلوم ، در اين صورت حاصل شود كه عالم حادث است ، و اين را نتيجه مىگويند ، اين مجهول بود مر ايشان را از اين دو معلوم ، معلوم كردند ، اين نتيجه از اقتران موضوع به مجهول حاصل شد . همچنانكه از نزديكى مرد به زن فرزند حاصل شود ، و اين مثل آن است .
مقدم چون پدر تالى چو مادر * نتيجه هست فرزند اى برادر
در اصطلاح ايشان جزو اول قضيهء شرطيه را مقدم مىگويند ، و جزو