تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
معانى هرگز اندر حرف نايد * كه بحر قلزم اندر ظرف نايد
چو ما از حرف خود در تنگنائيم * چرا چيزى دگر بر وى فزائيم
نه فخر است اين سخن كز باب شكر است * به نزد اهل دل تمهيد عذر است
مرا از شاعرى خود عار نايد * كه در صد قرن چون عطّار نايد
اگر چه زين نمط صد عالم اسرار * بود يك شمّه از دكان عطّار
ولى اين بر سبيل اتفاق است * نه چون ديوار فرشته استراق است
على الجمله جواب نامه دردم * نبشتم يك‌به‌يك نه بيش و نه كم
رسول آن نامه را بستد به اعزاز * وز آن راهى كه آمد باز شد باز
دگرباره عزيزى كارفرماى * مرا گفتار بر آن چيزى بيفزاى
همان معنى كه گفتى در بيان آر * ز عين علم در عين عيان آر
نمىديدم در اوقات آن مجالى * كه پردازم به دو از ذوق حالى
كه وصف آن به گفت‌وگو محالست * كه صاحب حال داند كان چه حالست
ولى بر وفق قول قايل دين * نكردم رد سؤال سايل دين
پى آن تا شود روشن‌تر اسرار * در آمد طوطى نطقم به گفتار
به عون و فضل و توفيق خداوند * بگفتم جمله را در ساعتى چند
دل از حضرت چو نام نامه درخواست * جواب آمد به دل كاين گلشن ماست
چو حضرت كرد نام نامه گلشن * شود زان چشم دلها جمله روشن
سؤال 2 [ نخست از فكرت خويشم در تحيّر چه چيز است آنكه گويندش تفكّر ]
نخست از فكرت خويشم در تحيّر * چه چيز است آنكه گويندش تفكّر

جواب

مرا گفتى بگو چه بود تفكّر * كزين معنى بماندم در تحيّر
تفكر رفتن از باطل سوى حق * به جز و اندر بديدن كل مطلق
حكيمان كاندرين كردند تصنيف * چنين گفتند در هنگام تعريف
كه چون حاصل شود در دل تصوّر * نخستين نام وى باشد تذكّر
وزو چون بگذرى هنگام فكرت * بود نام وى اندر عرف عبرت
تصور كان بود بهر تدبّر * به نزد اهل عقل آمد تفكّر
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 223 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان