كوچهء معنى و سرحد يقين راهى هست و معتكف آستانهء صورت نيستند ، و دوم آنانىاند كه ايشان را قوت سير به سوى منازل تحقيق نيست و به تكاپوى اقدام علم و عمل « 1 » جز سراپاى صورت نمىتوانند فرا رسيدن « 2 » ،
يكى به بحر تحير يكى به دامن كوه * كمر ببسته و در كوه كهربا جسته
و شك نيست كه مهم راه هريك جدا خواهد بود ، از اين است كه اين حديث مبارك از زبان راويان راست گفتار به دو عبارت به ما رسيده . در صحيح مسلم و بيشتر كتب حديث ، اول اين سؤالها اسلام واقع شده ، و مهم راه گروه دوم را نموده كه بيشتر اهالى زمان بر آن راهاند . و ليكن در « مصابيح » سؤال از ايمان مقدم « 3 » است ، چنانچه مهم راه گروه اول است . و شك نيست كه حضرت رسالت پناه محمدى چون خاتم الرسل است ، و از شأن اين منصب شريف آن است « 4 » كه اتيان به جوامع الكلم نموده باشد ، صاحب آن هرآينه بايد كه اشارت به مهم وقت خاص و عام در عبارت همگى نمودهاش « 5 » روشن و مبين باشد ، تا همه از سماط هدايت نوالش بهرهور توانند « 6 » بود . ازاينرو اين هر دو روايت از آن منبع رشد و هدايت هويدا گشت و اصحاب با صوابش اظهار فرمودند « 7 » .
به هيچ صورتى اندر نباشد اين همه معنى * به هيچ سورتى اندر نيايد اين همه آيت
اصل چهارم
- بيان مراتب ايمان و تحقيق صور تنوعات كمالش نموده ، به وجهى كه از مبدأ ظهور آن شجرهء برومند كمالى تا نهايت در رسيدن ثمرهاش در طى عبارات لطائف اشارات ، سخنان نامدارش هويدا گشته . و همچنين مدارج ترقى سالك « 8 » نيز نموده ، و معارج و منازل رهروان « 9 » شاهراه مراد به زبان اشارت
هامش
( 1 ) - ب : و جزئيات خبر .
( 2 ) - ب : بيت .
( 3 ) - ب : مقدم داشت .
( 4 ) - م 2 : اين است .
( 5 ) - ب : نمودش .
( 6 ) - ب : تواند .
( 7 ) - ب :
فرد .
( 8 ) - ب : سالك نموده .
( 9 ) - ب : رهروان راه .