تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
و بقاى وساوس و هواجس به نسبت با كسى كه هنوز از مقام فنا نگذشته باشد ؛ شرك خفى بود . و به نسبت با كسى كه به بقاى بعد الفنا رسيده باشد ، شرك نبود . و آنكه هنوز در بدايت حال فنا بود ، سكرش از احساس غايب گرداند . و چون در مقام مشاهدهء ذات و صفات تمكين يافته بود ، و از سكر حال فنا به صحو آمده غيبت از احساس درين مقام تمكين لازم نبود . و شايد كه بعضى را اتفاق افتد ، بعضى را نه ؛ بل كه باطن وى غرقهء لجهء فنا بود ، و ظاهر وى حاضر . آنچه مىرود از احوال و افعال باشد . و اهل فنا و بقا بعد از طلب و مجاهدت به طمأنينت وجدان و سرور مشاهدت رسيده باشند ، و در عين مراد بىمراد گشته . مقامات و كرامات را حجاب دانسته ، و مشرب دل از كل حظوظ جسمانى و روحانى ساقط كرده ، و رسيدن به مرتبهء فنا نشان رسيدن به حقيقت محبت ذاتى بود . و مقام فنا موهبت محض است ، و اختصاص الهى است . و سنت الهى برين رفته است كه از عطاى محض كه به حقيقت موهبت باشد و صورت عطاى عاريت نبود ، هرآينه رجوع نفرمايد . و از اينجاست كه گفته‌اند : الفانى لا يردّ الى اوصافه . و ذو النّون مصرى - قدّس اللّه روحه - فرموده : ما رجع من رجع إلّا من الطّريق . و ما وصل اليه أحد فرجع عنه . اينست معنى سخن حضرت خواجهء ما - قدس اللّه روحه - كه فرموده‌اند كه « وجود فنا هرگز به وجود بشريت عود نكند . . . » الى آخره . و مقام فناى مطلق اگر چه موهبت است ، اما ظهور اين مقام بتدريج به حصول