و گاهگاه حضرت خواجهء ما - قدس اللّه روحه - در بيان اين طريق و سير الى اللّه همهء حجب را به يكى باز مىآوردند ، و مىفرمودند : حجاب ، وجود تو بيش نيست . دع نفسك و تعال .
خود را به درش بمان و آنگه در رو
( بيت )
از تو تا دوست ره بسى نيست تويى * در راه تو خاشاك و خسى نيست تويى
و از اينجاست كه بعضى از كبرا - قدس اللّه ارواحهم - فرمودهاند :
لا حجاب الا وجودك .
و مىفرمودند : در حديث نبوى كه در صحيح واردست : « أمط الأذى عن الطّريق » اماطت اذى ، اشارت به نفى وجودست .
و وصول محب به محبوب كه نهايت جميع احوال شريفه است ، بعد از فنا و بقاى مذكور صورت بندد ؛ قبل الفناء امكان وصول نيست . آنجا كه سطوات انوار قدم تاختن آرد ، ظلمات حدثان را چه مجال ماند . و همچنين در حال فنا وصول متصور نشود . اما بعد از بقا وجود محب را به محبوب وصول تواند بود . وجود محب كه بقا يافته است به محبوب ، از سطوات نور تجلى مضمحل و ناچيز نگردد ، بل كه قوت گيرد .
( بيت )
در تو كجا رسد كسى تا نرود به پاى تو * مرغ تو چون شود دلى تا نپرد به بال تو