تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
گفته‌اند : فنا عبارت است از نهايت سير الى اللّه ، و بقا عبارت است از بدايت سير فى اللّه . سير الى اللّه وقتى منتهى شود ، كه سالك از وطن مألوف و حظوظ بشريت به كلى بيرون آيد ، و در راه طلب توجه راست به حق بيارد ، و باديهء هستى را به قدم صدق يك‌بارگى قطع كند ، تا به كعبهء وصال برسد . ( شعر )
اليك يا منيتى حجّى و معتمرى * إذ حجّ قوم الى ترب و احجار
و سير فى الله آنگاه محقق شود ، كه بنده را بعد از فناى مطلق كه فناى صفات و ذات است وجود حقانى ارزانى دارند ؛ تا بدان وجود حقانى به عالم اتصاف باوصاف الهى و تخلق باخلاق ربانى ترقى تواند كرد . و اين مرتبهء « بى يسمع و بى ينطق و بى يبصر و بى يبطش و بى يمشى و بى يعقل » است ، كه ذات و صفات فانيّه درين مقام در كسوت وجود باقى از قبر خفا در محشر ظهور انگيخته شده باشد ، و تصرفات جذبات حق - سبحانه و تعالى - بر باطن بنده مستولى شده ، و باطن او را از جميع وساوس و هواجس فانى گردانيده ، و به صفات ذاتى خود در باطن بنده متصرف گشته ، و او را از آنكه به‌خودىخود تصرفى كند به كلى عزل كرده ، و درين مقام هرآينه بنده محفوظ بود در رعايت وظايف شريعت و اقامت امر و نهى ؛ و دليل صحت حال فنا اين بود . و اگر محفوظ نبود در رعايت آنچه مر حق را - عز و جلّ - بر وى است ، دليل عدم صحت حال فنا بود . و ابو سعيد خراز - قدّس اللّه روحه - درين معنى فرموده است : كلّ باطن يخالفه ظاهره فهو باطل .
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 64 | خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا ) / احمد طاهرى عراقى