ايشان در وجود خودست .
وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ
« * » من عرف نفسه فقد عرف ربه .
* و مراد از وجود عدم دوام اين صفت است . و مراد از عدم آن صفتى است كه گفتهاند :
( بيت )
ز ذوق اين عدم آمد جهان جان بوجود * زهى عدم كه چو آمد وجود از او بفزود
و نيز گفتهاند : اين نه آن نيستى است كه آن را محرومى نام است ، بل كه آن نيستى است كه همه هستيها او را غلام است .
و اول كسى كه عبارت از حال فنا و بقا به اين دو لفظ كرد و طريقت خود را درين دو عبارت مندرج گردانيد ، لسان التصوف شيخ ابو سعيد احمد بن عيسى الخراز بود - قدس اللّه روحه - كه از كبار ائمه و اجلهء مشايخ اهل تصوفست . از مشايخ مصر بود . و در كتاب طبقات مذكورست . صحبت او به ذو النون مصرى و سرى سقطى و بشر حافى و غير ايشان از مشايخ كبار - قدس اللّه ارواحهم - بود . وفات او در سنهء سبع و سبعين و مأتين است ، پيش از وفات سيد الطايفة جنيد - قدس اللّه روحه - به بيست و دو سال . در تجريد و انقطاع شأنى عظيم داشت . و در علم باطن تصانيف بزرگ و كلام و رموز عالى .
هامش
( * ) سورة الذريات ( 51 ) / 21 .